حسن لاطه
از کجا... تا کجا... حسن لاطه تهرونه      از وبلاگ گپی با معبود /سهیلا

- اللهم انی اسئلک و اتوجه ...

منو چیکار به دعا که این علی ما رو ورداشت آورد. من دیوونه رو بگو که تا گفت بریم دعا، بعدشم بریم پیش بچه ها قبول کردم. ... چه آدم ساده ای!

- یا ابالقاسم یا ...

مگه این قاسم پدرسوخته رو نبینم، آبروی من رو توی محل برده، آبرو واسم نذاشته نالوطی ..........

چاقو چاقوت میکنم قاسم، همه رو گذاشتی اومدی برای آبجی من نامه مینویسی؟

- یا وجیها عندالله...

آخ وجیهه! چقدر دلم برات تنگ شده، از همون نگاه اول دوستت داشتم، بخصوص حالا که اون شرم و حیای بی خودی رو هم گذاشتی کنار ... اون چادر چی بود سرت می کردی دختر؟ عین این خاله زنکا!

- یا فاطمه الزهرا.....

فکر میکنم یه کمی هم تقصیر زهرای خودمونه، پررو شده، اگه اون چراغ سبز نشون نده که اون قاسم الدنگ جراتشو نداشت...

شاید هم تقصیر خودمه، اگه با وجیهه نریزم روی هم که...

من هم چه فکرایی میکنم امشب؟

- وقدمناک بین یدی...

خط کجاست؟... خوبه ورق بزنم، نگن این پسره خط نمی بره، خیتی بالا بیاد... ای لعنت بر شیطون

خوب خراب شدیم ها!... این علی هم دائم حواسش طرف منه، تا ورق زدم گفت: حسن خط اینطرفه ... عیب نداره هر کی گرم خودشه، هیچکی نفهمید.

همه دارند گریه می کنند. لابد مشکلاتشون خیلی زیاده...

بیچاره ها! فکر می کنند با گریه حل میشه...

- یا حسین بن علی ...

 گریه ها خیلی زیاد شده، امام چندم هست؟! هنوز تا آخر دعا خیلی مونده؟... میگم زشت نباشه همه دارند گریه می کنند من راست وایستادم، برو بر اینطرف و اونطرف رو نیگاه میکنم؟!

- یازین العابدین یا ...

حالا بهتر شد... دیگه کسی فکر نمی کنه دارم ادا و اطوار در میارم، ولی هیچکی نفهمه، این علی میفهمه خیلی ما رو می پاد،یکریز حواسش اینطرفه، ... بی خیالش!

- ... حاجاتنا، یا وجیها عندالله، اشفع لنا...

میشه ماهم درست باشیم؟ ... دمگه الان درست نیستم؟ ... می گم شاید گریه کردنم مزه ای داشته باشه؟

اصلا من چرا گریه ام نمی گیره؟ خوب واسه اینه که دنیا رو سختش نگرفتم بی خی خی ... اما شاید مجبور بشم توی این دنیا بجای گریه ضجه بزنم! ... اهه ... لعنت به این علی که ما رو آورد اینجا؛ این همه فکر از کجا اومد تو سر من؟ من رو چیکار به این فکرها؟! ... به خودت بیا پسر، شاید یک حکمتی داشته که امشب زوری زوری با علی اومدی اینجا؟.. حالا که این فکر اومده تو سرت، بذار بیاد، ببین چیکار کردی با خودت؟ ... پسر! خط رو گم می کنم باز خراب می شم. خوب خراب شدم که شدم، اینجا جلو بیست نفر خراب بشم، بهتره که روز محشر جلو همه عالم و آدم خراب بشم. منم چه فکرایی می کنم امشب؟ به قیافم نمی خوره؟!

-  یا محمد بن علی، ایها الباقر ...

دیروز بی خودی باقر رو زدم. مگه چی کار کرده بود پسر ... هیچی جون خودت، اومدم از خونه برم بیرون، پام گیر کرد لبه موکت خوردم زمین ... اونوقت همه چی رو انداختم به گردن اون بیچاره که باید ...

-  انا توجهنا و استشفعنا ...

به حرفهای اون بدبخت هم هیچ توجهی نکردم و هر کار دلم خواست کردم، تازه وقتی مادرم اعتراض کرد طوری سرش داد کشیدم که همه همسایه ها خبر دار شدن ... چقدر هم خوشحال بودم که تونستم یه قدرتی نشون بدم!

-  یا وجیها عندا..

بیچاره وجیهه! گول  وعده وعیدای من رو خورده خدایا اون دختر با عفتی بود... هیچکی نتونسته بود حتی یک کلمه باهاش حرف بزنه، اما من چیکار کردم که اون رو آوردم تو راه؟ اون دختر با عفت و چادر نمازی قبل، حالا شده یک دختر مانتویی با روسری نصفه نیمه که موهای مدل دادش از زیر اون اومده بیرون و صورتش پر از رنگهای جور واجوره. این یکی رو چیکار کنم؟

روز قیامت جواب وجیهه رو چی بدم؟ اون یقه من رو نمی چسبه که تو من رو خراب کردی؟...

ای خداااا ! من چقدر بدبختم، تازه می خواهم برم سراغ قاسم و خواهرم!!! مگه قاسم از من چی کم داره که نتونه با دختر خوبی مثل خواهر من ازدواج کنه، مگه وجیهه برادر نداره؟ حتما او هم ...

-  یا ابا جعفر، یا محمد بن علی...

جعفر رو چیکار کنم؟ بیچاره پسر معصوم ... اصلا شرمم میاد فکرش رو بکنم ... با چه روئی؟ با چه روئی خدایا دارم دیوونه میشم!!!

-  یا علی بن محمد ...

پول محمد آقا رو که دزدیدم؟ فقط به خاطر سه روز تفریح و خوشگذرانی... می خواست بچه علیل و مریضش رو تو بیمارستان بخوابونه ... مطمئنم میدونست من ور داشتم اما یه بار هم به روم نیاورد ...

چقدر سنگدلم من... چقدر سنگ دلم من؟ ... من دارم گریه می کنم؟ ... عجیبه چرا اشک میریزم، یادمه بارها و بارها ته دلم به اینهایی که اشک میریختن خندیدم، اما حالا اشکهای خودم سرازیر شده، حالا فهمیدم اونا چرا گریه می کردند، اونا کمک می خواستند...

یعنی کسی شفیع من میشه؟ ... من این همه گناه کردم، این همه معصیت کردم، نه ... نه ... دیگه کسی به من کمک نمیکنه .. چی میگی حسن؟ ... ناامیدی بزرگترین گناهه. چرا ناامید باشم؟ اصلا اگه میخواستند منو تو مجلسشون را ه نمی دادند، حتما یه روزنه ای مونده ... حتما مونده .. من شفیع می خوام .. من ...

- اشفع لنا عندا... یا حسن بن علی...

حسن... ، حسن بسه دیگه، بخت بهت رو کرده، دیگه باید عوض بشی، دیگه باید به خودت بیای

- ایها القائم المنتظر المهدی..

همه بلند شدند، تو هم بلند شو حسن، تو هم داد بزن، ... خالی شو، ... به همه بگو که چکاره ای، به همه بگو می خوای عوض بشی... بگو کمکت کنند... از همه معذرت بخواه... می شه حسن... پاشو دلت رو خالی کن، از همه حلالیت بطلب... یا الله...

تو حلقه چشمای پف کرده و سرخ علی، اشک مثل یک گلوله نقره ای درخشان ، جمع شده و مثل این که روش نمی شد بیاد پایین.

تابوت با یک پرچم سه رنگ ایران و گلهای رنگ و وارنگ تزئین شده بود، جمعیت زیادی دورو بر تابوت اینور و اونور می رفتند، همه سعی می کردن لااقل دستشون به تابوت برسه و ثواب ببرند. عکس بزرگی از حسن دست داداشش باقر بود، رو لبهای هر دو شون لبخندی دیده می شد. رو لب باقر لبخند تلخ و رو لب حسن لبخند شیرین.

اما اون شب علی با دو تا چشمای خودش دیده بود که حسن، همون حسنی که آوازه الواطیاش تو همه محله معروف بود زد زیر گریه، اون هم چه گریه ای ... زار زار گریسته بود و وقتی همه به احترام امام زمان بلند شده بودند او داد زده بود، ای خدااا ... صداش پیچیده بود تو اتاق کوچیک، دوباره داد زده بود، سه باره و چندین باره، مردم منو ببخشین، من به همتون بد کردم، به یک آدم بیچاره کمک کنید... همه با حسن گریه کردند، دیگه کسی دعا نخوند، همه فقط گریه کردن...

و فردا صبح زود، در حیاط خونه علی کوبیده شده بود و حسن  پرسیده بود، علی اگه کسی بخواد بره جبهه باید چیکار کنه؟

حسن رفته بود، هنوز یک ماه بیشتر از رفتنش نمی گذشت که برگشت...

یک شهید ... اگه این همونی باشه که من وب بهار شنیده بودم از خدا خواسته بود خالکوپی هاش محو بشه و شد بدنش انقدر با  انفجار تیکه تیکه شد که دیگه خال هاش دیده  نمیشد یه تیکه گوشت و خوب بود  جبهه هم همش گریه می کرد نکنه توبش پذیرفته نشده

 

اللهم الرزقنا  توفیق ...

... التماس دعا...

+ نوشته شـــده در جمعه سی ام مهر 1389ساعــت16:50 تــوسط رضوان |
جشن تولد خاتمی خودش یه کاریکاتور طنز

 

به نام خدا

این بار جشن تولدش را در دفتر گرفت ،  خجالت  دارد  خرجهای نه چندان لازم در ایام تحریم ایران  غیرتت کو






 کاریکا تور لباس مقدس چرا ؟

 خود همین اقا  یک کاریکاتوری از مفاهیم دینی بود  به قول اقای مشتا قی نیا نویسنده توانمند و اندیشمند  وبلاگ اشک اتش
 کاریکا تور  لباس پیامبر را می بیند می خندد ای وای به حماقتش  سر کارش میزارند نمیفهمه
+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعــت20:20 تــوسط رضوان |
ولی فقیه در مرز عصمت

!!!.

 

 یادتان است بحث ولی فقیه در مرز عصمت است

 یا مبصر بزرگ کلاس جهان در غیبت معلم  کلاس که مهدی باشه ؟

 بقیه حرفام اینه سه قسمت را خوندید  البته اینها خود قسمت دوم ملا نصر الدین اولین هکر بنده  است که نو شته ام ارشیو را ببینید 

   رسیدیم به حرف امام رضاع

 

  که  اولی الامر منکم  را حضرت رضا  (ع)

 

 واضح بیان نموده اند که چرا خداوند

 

 امر فرموده از  اولی الامر اطاعت کنیم

 

  به این حدیث بلند  امام رضا  توجه کنید .  در کتاب علل الشرایع فرمودند :

ا گر گسی بگوید که چرا خدا وند  اولی الامر برای مردم قرار داده و آنان را به پیروی از ایشان امر فرموده است ؟ پاسخ داده میشود که علل بسیار دارد ازجمله  اینکه  خداوند  حدود و قوانینی برای زندگی  بشر تعیین فرموده است  وبه مردم فرمان داده که از ان حدود  و قوانین تجاوز نکنند چرا که فساد و تباهی برای آنان  به ارمغان

 می اورد ، اما اجرا ی این قوانین و رعایت حدود شرعی  صورت نمی پذیرد  مگر آنکه  خداوند زمامداری ، امین برایشان بگمارد تا آنان را  از تعدی از حدود و ارتکاب محرمات باز دارد در غیر این صورت چه بسا افرادی باشند که از لذت و منفعت شخصی خود ، حتی به بهای  تباه شدن امور دیگران  صرف نظر نکنند از این رو خداوند  سرپرستی برای مردم تعیین فرموده است تا ایشا ن را از فساد و تباهی باز دارد و احکام و قوانین اسلامی را میان آنان اقامه کند  .

 دیگر آنکه ما هیچ گروه یا ملتی را نمی یابیم که بدون زمامدار و سرپرست  زندگی کرده و ادامه حیات داده باشند  زیرا اداره امور دینی و دنیوی آنان به زمامداری  ، مدبر نیازمند است .

از حکت باری تعالی به دور است که  آفریدگان خود را بدون رهبر و زمامدار رها کند حال آنکه خود  به خوبی می داند   که مردمان باید  حاکمی داشته باشند که جامعه  را  قوام و پایداری بخشد و مردم را در نبرد با دشمنان  رهبری کند و اموال عمومی را  میانشان  تقسیم کند و نماز جمعه و جماعات آنان را برپا دارد و از ستم نسبت به  مظلومان جلو گیری کند .

 دیگر آنکه چنانچه برای مردم زمامداری امین ،  حفیظ و مورد اطمینان قرار نمی داد به یقین  ایین الهی از بین  می رفت . احکام و سنن خداوندی تغییر می کرد  بدعتها  در دین افزایش می یافت بی دینان  در مذهب الهی  دست برده آن را دچار  نواقص و کاستی ها میکردند و شبهاتی  پیرامون اسلام در میان مسلمآنان رواج می دادند چرا که می دانیم  مردمان ، ناقص و نیازمند و آرا و افکار و تمایلات آنان  مختلف است ،  پس اگر حضرت حق زمامداری را که  از ره آوردهای پیامبر اسلامی پاسداری کند تعیین نمی فرمود ،مردمان فاسد وتباه می شدند، آیین و سنت واحکام خداوندی تغییر می یافت .ایمان مردم متزلزل می گشت و تمامی خلق به تباهی و ضلالت می افتادند )

می بینید که امام رضا(ع)در این حدیث بلند فوق کاملا حکیمانه بیان فرموده اند که جامعه مسلمین نیازمند یک حاکم امین است وبسیار حکیمانه به علت لزوم ویژگی امین بودن در یک حاکم رااشاره فرمودند

التبه امام خمینی (ره)نیزدر کتاب ولایت فقیه کاملا به این موضوع پرداخته  که میتوانید مطالعه فرمایید .

واینگه عرض میکنم مجوز حاکم بودن  ولی فقیه در جامعه را خود ائمه معصومین بیان نموده اند صرف نظر از سخن حضرت مهدی(((عج))) به آخرین نایب خاصش ،امام صادق نیز در حدیثی مشابه این فرموده ی امام زمان (((عج))) بیان نموده اند که عدم اطاعت از ولایت فقیه در واقع عدم اطاعت از امام معصوم است .

واما عین حدیث این است (که در کتاب نکاتی پیرامون ولایت فقیه از حوزه نمایندگی ولی فیه سپاه پاسداران سال 72 آمده است )

حدیث مورد قبول از عمر بن حنظله با این عبارت:از امام صادق سوال کردم که هر گاه دو نفر از شیعیان در مورد مسئله ای چون قرض یا ارث با یکدیگر نزاع کنند و برای داوری میان خود نزد پادشاه خود یا قضات رسمی حکومت بروند آیا این کار درست است؟حضرت فرمودند هرکس از آنان داوری بخواهد در امری که حق باشد یا باطل یقینا به طاغوت متوسل شده است و هر آنچه چنان حکمی به نفع او حکم کند اگرچه حق مسلم او باشد حرام است زیرا او حق خود را به حکم طاغوت گرفته است حال آنکه خدا فرمان داده است که به طاغوت کفر ورزند آنجا که می فرماید:آنان میخواهند داوری طلبند در حالی که به ایشان امر شده است که به آن کفر ورزند(نساء آیه 60)عرض کردم پس میفرمایید این دو نفر چه کنند ؟فرمود نگاه کنند کدام یک از شما راوی حدیث ماست و در حلال و حرام ما صاحب نظر است واحکام مارا به خوبی می شنا سد پس حکم خود را به او واگذار کنند وبه نتیجه ی داوری او خشنود باشند زیرا من چنین شخصی را برشما حاکم قراردادم هرگاه چنان حاکمی میان شما حکم کرد و سخن او پذیرفته نشد به یقین حکم خدا کوچک شمرده شده فرمان ما رد شده است و کسی که مارا رد کند گویی که خدا را  رد کرده است وچنین کسی در حد شرک به خداست.

این حدیث مذکور را امام خمینی (ره)از جمله روآیات مورد قبول دانسته وفرموده گردونه قضاوت بر محور آن می چرخد و فقهای شیعه تا آن پایه بدان عمل کرده اند که موصوف به روایت مقبوله شده است.

 خوب می بینید که حکم ولایت فقیه در واقع مشروعیتش را از امام معصوم گرفته و لازم به اطاعت و واجب است  .

  حضرت رسول اکرم ص نیز در کتاب من لا یحضر الفقیه شیخ صدوق می فرماید  : بار خدآیا   جانشینان مرا مورد لطف و رحمت خود قرار بده  . سوال شد  جانشینان  شما چه کسانی  هستند ؟ حضرت فرمودند : کسانی که  بعد از من می آیند و  حدیث و سنت مرا  روایت می کنند  . ( در بعضی جا ها آمده حدیث و سنت مرا یاد می دهند ) و این حدیث مورد قبول علماست و امام راحل فرموده این حدیث در خلال دویست حدیث امده  پس میبینید که اختیارات پیامبر از فرموده خودشان به راویان حدیث و سنت که منظور فقیه عادل است منتقل میشود . و امام کاظم ع در کتاب حاکمیت دینی و نیز در کتاب فوق الذکر سپاه پاسداران  در بیان اینکه فقها حافظان جامعه هستند حدیثی قابل تامل بیان شده توجه کنید که فرمود :

  وقتی مومن فقیهی از بین می رود فرشتگان الهی  و معبدی که در آنها پرستش خدا میکرد و در های آسمان که وی به سبب اعمال نیکش در آنها با لا می رفت همگی بر او می گریند و نیز آنچنان شکافی در پیکره اسلام ایجاد می شود که هیچ چیز آن را پر نمی کند  زیرا مومنان فقیه  دژهای اسلامند  همان گونه که دژهای اطراف شهر حافظ آن و ساکنان آن است .

 آیا می شود دژ محافظ باشد ولی بدون حاکمیت و اختیارات یک زمامدار ؟  پس معلوم است که فقیه توانایی اجرایی در جامعه دارد و حق عزل و نصب فرمانداران را دارد و توانایی گماردن سربازان جهت حفظ مرز های کشور  را نیز دارد که  می تواند از جامعه اسلامی و اسلام محافظت کند و الا جز این اگر برداشت شود  حدیث مذکور قابل فهم نمی باشد . و اما  حدیثی دیگر باز  در همان منبع مذکور خواندم که نوشته بود پیامبرص فرمودند :

 فقها امانتداران  پیامبرانند  اما تا وقتی که در دنیا وارد نشوند  . سوال شد  ورود آنان در دنیا چیست ؟ پاسخ فرمودند :  پیروی از سلطان حاکم   اگر آنان این کا ر را انجام دهند  در امر دینی از آنان بر حذر باشید .

 به نظر من اینجا  این برداشت میشود که فقهایی مثل  شریعتمداری که در باری بود و شاه پهلوی از او حمایت میکرد و این هم اورا حمایت میکرد و یا ایت الله منتظری که همه طاغوتهایی چون امریکا و اسرائیل و آیادی آنها چون . شیرین عبادی ..از آنها حمایت میکنند طبق این حدیث فوق پیامبر اخطار دوری کردن  از این نوع فقیه را داده  و طبق حدیث امام زمان (((عج))) هم که نایب عامش را به آخرین نایب خاصش معرفی میفرمود دیدید که شرط ولی بودن فقیه این بود که از هوای نفسش طبعییت نکند   و بر ان اساس فتوا ندهد . می بینید که ایت الله منتظری طبق هوای نفسش که حمایت افرادی مثل شیرین عبادی و امثالهم را از دست ندهد و فتوایی دهد که خوش آیند دل حامیانش باشد . در این که شیرین عبادی در محافل بدون حجاب ظاهر شده و به نا محرم هم دست می دهد و مصا فحه میکند  فتوا داده  خانم شیرین  عبادی پیر است لذا عجوزه محسوب شده در حجاب بلا مانع است . ( نشریه پرتو سال 87)  آیا این نوع فتوا ها از روی هوای نفس نیست یا ایت الله  صانعی  فتوا می دهد که بدون اجازه همسر اول حرام است زن گرفتن و یا 13 ساله دختر به بلوغ میرسد اینها نوعی بدعت  در دین  محسوب سده  چرا که عین ایه قران خلاف ان را بیان نموده فرموده به شرط عدالت تا  گرفتن 4 زن بلا مانع است . جالب است امام خمینی ره فرمودند  ولی فقیه از نظر علم و عدالت وتدبیر بهترین فرد امت است و اگر  دیکتا توری کند و از روی هوا و هوس حکم کند از ولایت ساقط می شود  . پس منتظری و امثالهم از ولایت ساقطند .

  و به اینصورت مردم  موظفند در مدت غیبت از  عالمی که اعلم در تقوا و مدیریت اسلامی است پیروی کنند و مردم به آنها مراجعه کنند امام حسین ع  هم فرموده اند علما حاکمان روی زمینند . امام حسین ع در سخنرانی خود در  منی  علماء را سرزنش میکند  که  چرا حکومت را   از دست داده و آنرا به ستمگران واگذار نموده اند  ( در تحف العقول ص 172  باب ما روی الحسین ع ) . توجه کنید  می فرماید : مصیبت شما  از همه مردم بزرگتر است  زیرا دیگران بر شما چیره شده اند   و شما مقام و منزلت بزرگ علما را از دست داده اید.

، اگر شما ظرفیت چنین مقامی را می داشتید  این بدان سبب است که جریان امور و اجرای احکام  به دست دانشمندان  الهی است  که بر حلال و حرام  خدا امین هستند  ولی از شما این مقام  گرفته شده  و این سلب مقام از شما جز به دلیل  فاصله گرفتن شما  از حق و اختلاف شما در باره  سنت  با وجود دلیل روشن نیست و ا گر شما بر آزار ها  صبر می کردید  و در راه  خدا مشکلات را  تحمل  می نمودید  ؛  امور خدا بر شما وارد می شد  و از سوی  شما صادر و اجرا می گردید  و به سوی شما  باز می گشت ، ولی شما خود ستمگران را به جای خویش  قدرت و موقعیت  دادید ، و امور حکومت خدا را به آنها وا گذاشتید  ، آنان هم  به شبهات عمل می کنند  و در راه شهوات  خویش  حرکت می کنند .

 به نظر من از همه احادیث واضحتر  همین  بیان  امام حسین ع در منی  است  که مستقیما فرموده باید از حکومت کردن ستمگران  جلو گیری شود و  علما ء امین که آگاه به دستورات خدا و حلال و حرام خدا  یند  حکومت را به دست بگیرند  .

 کاملا اثبات کننده ولایت مطلقه  فقیه عادل  و با تقواست .

 البته علی ع  در آغاز حکومتش که با اصرار و خواست مردم اتفاق افتاد  احادیثی  را فرمودند که  به  علماء     متذکر میشوند  که مبادا   حکومت را با بت  صرفا حکومت کردن و حب ریاستش  بخواهند  بلکه باید از چنین انگیزه ای  بپرهیزند و فقط به بعد  اجرایی  حکومت در  احقاق حق و ممانعت از اجحاف حق  مردم  بیند یشند  تا  جامعه ای  مبتنی بر عدالت  و صداقت   داشته باشند  و اگر جز این باشد حکومت از کفش هم بی ارزشتر است .

و  ان احادیث این است .علی  (ع )  فرمود :

 سوگند به آن خدایی که  دانه را شکافت  و انسان را خلق کرد ،  اگر این افراد  حاضر نمی شدند  و به سبب وجود یاران ،  حجت تمام نمی شد  و خدا از علماء پیمان نگرفته بود  که بر سیری ظالم  و گرسنگی مظلوم  آرام نگیرند ، افسار شتر خلافت را  بر کوهان آن  می انداختم و رهایش می کردم  (نهج البلاغه ص 52 ) و در جای دیگر هم می فرماید :

به خدا سوگند  این کفش نزد من  از امارت  و حکومت بر شما  محبو ب تر است ، مگر آنکه  در سایه آن ، حقی را  بپا دارم  یا باطلی را  بر اندازم  ( نهج البلاغه ص 111 )  

   علی ع  بعضی دیگر از ویژگی های  رهبر و حاکم  یا امام   به معنی لغت امام و نه معصوم ، را بیان می فر مایند که بسیار حکیمانه مبین چگونگی شخصیت ولی فقیه هست .آن حدیث این است  قال (ع) : یحتاج الامام  الی قلب عقول و لسانا قوول و جنان علی اقامه الحق صئول  (شرح غرر و درر ج 6ص 472 )      یعنی  امام ( رهبریا حاکم )  به قلبی اندیشمند ، زبانی گویا ، و دلی که  به اقامه  حق استوار باشد  نیاز مند است   . می بینید که  طبق این بیان  علی ( ع)، رهبر باید  هم بصیرت داشته باشد  که همان قلب اندیشمند یا متفکر و عقل منظور است  و دوم  فن بیان خوبی داشته باشد یعنی  سخنور باشد و دارای  دلی که به دنبال اقامه حق  باشد .    این حدیث علی ع و   دیگر احادیث فوق الذکر  که از امام صادق ع و امام رضا ع وامام کاظم ع و  امام زمان ((عج))  هست ،  همه دال بر مشروعیت  ولایت  فقیه  بر مردم  است  و اتمام حجت کافی بر ما مردم مبنی بر اطاعت از ایشان می باشد .

  پس  ائمه ( که مدام نگران جامعه هستند که  مبا دا اجحاف حقی از حق الناس و حق الله   شود ، چطور به عقل جور در می آید   حاکمی همچون امام زمان ((عج))  از نظر حضور فیزیکی غیبت از حاکمیت داشته باشند   ولی جانشینی معین نفرموده باشند  ومردم را به حال خود واگذارند  ؟

 کدام عقل سلیم می پذیرد ؟

  لذا باید تا آمدن حضرت ملت مسلمین را رهبری باشد ، تا مدیریت کند و از نفوذ گرگهای دین و اخلاق ، آنها را حفظ کند و همچون دژی محکم محافظ ملت باشد و اتحاد بین مسلمین ایجاد کند تا دشمن با تفرقه انداختن بینشان آنها را به نا بودی  نکشاند .

..............ادامه دارد

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعــت15:10 تــوسط رضوان |

اقای .....از بچه ها های نت  فرموده بودید ماجرای شفا گرفتنم را از امام رضا )ع) عرض کنم  شفای من از امام رضا ع 

 

 که تولدش بر عاشقان ولایت مبارک

به مناسبت تولد امام رضا ی عزیز عزیزم  که خاک پای زائرا شو همیشه در ورود به حرم  به چشمام می کشم و راز اینکه  ۴۰ سالمه چشمام هنوز مثل جوان می بینه و الحمد الله عینکی نیستم همینه   سالم  بودنشو از این کار می دونم مگه ایت الله برو جردی خاک سینه زنای عاشو را رو به چشمش نکشید تا اخر عمر چشماش عینک نداشت ۸۰ ساله بود و برای درد چشمش چنین کرد و ۸۰ درصد نورشو از دست داده بود با ان خاک شفا گرفت

 منم  گر چه اقا برام نبات ارسال فرمود شفا گر فتم اما در اصل با خاک پای زائران رضا ع شفا گرفتم البته حنجره ام ولی  همیشه هم به چشمم برای احترام می کشم  نه برای نور چشمم   به جرات می توانم گفت من تا اخر عمر عینکی نخواهم شد . چون هنوز در ورود به حرم از این کار غافل نشدم خاک صحن حرمشو به چشمام احتراما می مالم و بس اما  برای خشکی چشم  اخیرا یه معاینه چشم انجام دادم چون زیاد پای کا مپوترم هستم  دیدم دکتر گفت سالم سالم است و یه هو بفکرم رسید شاید  چشمم مثل ایت الله بوجردی هر گز عینکی نشه  به خاطر احترامم به خاک پای زاذرای امام رضا ع

اول عرض شود علی ع فرمود پر غفلت ترین نعمت سلامتی است م که همه غافلیم

  تا به حال فکر کردید اگر تار های صوتی ات را نداشتی حرفات تو دلت قلو مبه میشد و جز اشک ریختن و حسرت کاری نداشتی امروز این نعمت را شکر کن  . و

....................................................................................و اما مجرای حنجره ام

  تا شاید روی بعضی هم  مثل نویسنده (مطلب  اگه خدا بودم) که ایرادهایی به خدا گرفته بود اثر کنه بفهمه در اشتباه است اول بگم که .  . نه اینکه من ادم خوبی باشم بلکه امام رضا رئوف اهل بیت است که حتی مسیحی ها هم از او نا امید نشدند به شدت خلاصه میگویم در اثر یک گلو دردی شدید چهار سال بیماری حنجره گرفتم که هر سال بدتر میشد با حرف زدن محل طنابهای صوتی که روی سینه است و نیز حنجره ام درد شدید می گرفت دکتر ها هم نمی دانستند چیه انواع ازمایش و عکس از ریه هم گرفتند اخه حتی دود یک چوب کبریت   هم اذیت می کرد بعضی فک کردند لابد عاصم است و   ...حتی این اخرها دیگه گفتن  کلمه  اره یا یک نه برام درد اور بود  اخرین دکتر که بین ایران و لندن رفت وامد میکرد گفت ربطی به ریه نداره فقط طنابهای صوتی ات جوانه زده البته بعد از دیدن با دستگاه مخصوص گفت دکتر های مشهد و سبزوار نمی فهمیدند اما او دکتر قاسمیان در بیمارستان سوم شعبان تهران گفت  اخرین راه عمل جراحی ست بعد از عمل پنجا ه درصد ممکن است صدا داشته باشید پنجاه درصد هم ممکن است مطلق بی صدا از زیر عمل بیرون بیایی اساتید ازمن درس نمیپرسیدند تهران دانشجو بودم هوای تهران بدون ماسک اذیتم میکرد دکتر گفته بود مطلق چهار ماه حرف نزن بعد هم که عمل شود .

 از حرف دکتر ترسیدم مخصوصا کسی را دیدم که او بعد از عمل حرف زدنش وحشتناک شده بود.  هر وقت روضه ای گوش میکردم به قصد شفایم اشکهایم را به محل دردم می کشیدم  اما بازم نگرانی عمل جراحی و دردم وادارم کرد ازتهران مستقیم امدم حرم امام رضا ع دیدم خادمها دور ضریح را دارند جاروب میکنند از خاکروبه های جمع شده کمی برداشتم جلو ضریح ایستادم با گریه گرچه خوردن ان خاکها  چندش اوربود ولی  ان خاکروبه ها را خوردم اما کمی خوردم و به اقا عرض کردم اگر خاک پای یک زا ئر قبولت تو این خاک باشه بس است که شفا یابم اگر شفایم دهی عمل نشوم حنجره ام را  در اختیار اسلام و تبلیغ دین خواهم گذاشت  و روضه خواهم خواند برگشتم تهران به دانشکده امدم بعد چند هفته  یکی از بچه های تنکابن گفت( دیدم در خواب که روی پاهای زینب ُ( س)  افتادی التماس میکنی که از خواب پریدم) با خواب او  امید به دلم امد اخر زینب( س) اولین روضه خوان امام حسین بود از فردایش به عدد ابجد ان بی بی که 69 است زیارت عاشورا , را  شرو ع کردم ( یعنی 69 روز بی وقفه عا شورا بخونم )هروز خواندم تا دور بر چهلمین عاشورا که  در استانه شهادت زینب س بود که اغاز شفای من بوداینطور شروع شد  که از کسی شنیدم اگه گرفتاری دنیایی دارید در ماه رجب به دو مولود این ماه جواد ع و هادی ع  متوسل بشید که رد خور ندارد حاجت میگیرید .  ماه رجب بود  منم فقط دوشب بود که به این دو اقا هم دورکعت نماز مثل نماز صبح خواندم و هدیه کردم و دعا کردم صبح روز سوم دوستم معصومه دهقان اهل کا شان امد بهم گفت برای مینا و جمیله خواب دیدم حضرت زهرا  س  فرمود بهشون بگو چرا همش ترانه گوش میدید و هی ترانه می خونید به جای اینا برن به کلاس قران اقای کلانتری قران گوش بدن  (ایشان استاد ما بود حافظ قران است عید غدیرامسال 1388 هم کارشناس برنامه شبکه سه بود نویسنده کتاب قران شناسی هم هست که در دانشکده ما کلاس ازاد قران گذاشته بود ) معصومه گفت می ترسم خواب را بهشون بگم ناراحت بشند  // منم که حنجره ام درد می کرد کمی با همان درد م اشاره کردم بگو ای کاش حضرت زهرا برای ما پیام بده  اخه ما دانشجوی قران بودیم لذا ترانه گوش کن ها مخفیانه گوش می دادند و کمی قباحت داشت .  در ضمن این معصومه خانم شب قبل در مهدیه تهران در دعای کمیل که حاج منصور مداح بود نوری عظیم و سبزی که روی جمعیت افتاده بود و فکر کرده بود همه ان را دیدند؛ دید موقعی که اخر دعا چراغها خاموش بود و همه به امام ایستاده عرض ادب میکردیم او اینطور شد  و غش کرد امام زمان را هم قبلا خواب دیده بود شب قبل و پیامی راجب یکی از بچه ها  داده بود که درست در امد .  خلاصه منم از فرصت استفاده کردم ازش خواستم به نیت من امشب بخوابد   هرچه دید فردا بهم بگوید گفتمش  حتی به شکل حیوان دیدی منو بهم بگو نمی توانستم زیاد حرف بزنم درد عجیبی حنجره ام را می گرفت لذا حرفاموگاهی  می نوشتم  . خلاصه فردای ان روز من داشتم عاشورا می خواندم احدی هم مکان دعای منو که پشت بام خوابگاه بودبالای 5 طبقه  نمی دانست کلی هم اتاقی من به زحمت افتاده بو دند  تا منو  پیدام کردن با هیجان گفتن بیا بیا امام رضا برات نبات فرستاده دوان دوان خودمونو به اتا قش رسوندیم معصوم فقط افتاده بود  دستش رو قلبش درد می کرد از حال رفته بود  با ناله می گفت امام رضا نبات برات داده  امام رضا میگه تو چقد عجولی صبر نداری و چرا ... فلان کا را نمی کنی  و بوی عطر گلاب ان نبات همه خوابگاه را گرفته بود خیس گلاب بودا ومعصومه گفت دیشب به نیت تو که گفته بودی خوابیدم و قبلش زیارت ام رضا و زیارتنامه اش را خواندم خوابیدم از خدا خواستم برای تو خواب ببینم که .......می بینه . امام رضا در حالی که به پشتم دست می زند و با لبخند بهم ان حرفا را می زند  ( اقای طباطبایی قمی تعبیر اینکه امام به پشتم زده معنی کرد که همسری شفیق و مهربان گیرم خواهد امد که الان همینطورست شکر خدا ) نبات را که روی روسری ان دختر است می دهد به او می فرماید  این را به رضوان و مادرت بده ( میگفت تعجب کردم چرا روسری من دست امام رضاست) و جالب اینجاست که در بیداری این وجود داشت و روسری او که نو نو بود انهم در زیر زمین خوابگاه در انباری بود چهار طبقه فاصله اما حالا اینجا ست تو اتاق...... که ان را  هم خلاصه کردم . خلاصه به خواست بچه ها  زنگ زد از مادرش اجازه گرفت روسری را تکه تکه کردند بین همه بچه های حاضرتقسیم کردند  و نصف نبات را دادم به خودش برای مادرش که امام فرموده بود در واقع نبات معجزه هم مال من بود هم مال مادرش . وبقیه را برای خودم کمی خوردم این ماجرا پیچید دانشکده و اساتید هم فهمیدند واستاد محکام از ان نبات خورد و گفت عجیبه شیرینی اش کم است .و به این صورت   نه تنها حنجره ام شفا گرفت و دیگر عمل نشد بلکه نا راحتی معده ام که باعث شده بود 6 سال ماه رمضان  روزه بخورم هم   خوب شد صبح دوازده ماه رجب یعنی شب تولد علی ع ان نبات امام رضا به دستم رسید و شفامو گرفتم  و شب تولد علی 13 رجب روزه گرفتن مستحب بود ان شب بعد از 6 سال روزه گرفتم و فردای ان روز که اولین روز اعتکاف هم است روزه گرفتم و افطاری را با ان نبات معجزه   امام رضا کردم . همان روز در حال روزه رفتم مرقد امام راحل و شاه عبدالعظیم ع  دعا را با صوت خوندم  دیدم درد ندارم . شفا گرفته بودم به دکتر حنجره ام را نشان دادم گفت طنابهای صوتی ات صاف صاف است . جوانه ندارد . البته به خواست همکلاسی هام رفتم دکتر و الا من که می دیدم درد ندارم خوبم  حنجره و معده ام خوب خوب شد و الان از معده ام گاهی تعجب می کنم حتی مسموم هم نمی شوم  یک روز تخم مرغ و جگر و شیر و بستنی خوردم  الحمد الله مسموم هم نشدم و الان  روزه میگیرم .و به خاطر قولی که به امام رضا دادم برای اهل بیت روضه بخوانم الان مداحی هم میکنم  فقط برای قولم به اقا . و گاهی شده 9 مجلس در یک روز سخنرانی و مولودی خواندم یا روضه خواندم ولی دردی دیگر در حنجره و سینه ام احساس نمی کنم . اولین سال تدریسم که بعد از شفای من بود تدریس صوت الحن قران در هفته 16 ساعت برای دانشجو یان  بود و در کنارش8 ساعت هم تدریس قران برای دبیرستانی ها و مداحی هم میکردم شکر خدا درد نداشتم و ندارم هنوز که 16 سال از شفای من می گذرد نه حنجره ام درد گرفته و نه معده ام می سوزه و از عصبانیت بترکم هم معده ام نمی سوزه  قبلا با عصبانیت معد ام اتش  می گرفت . اول  برای اجرای نذرم  از سخنرانی شرو ع کردم در مدارس  اخر سخنرانی هام به مناسبت روضه یا مولودی می خواندم بعد کم کم خجالت را کنار گذاشتم منازل همکاران فرهنگی ام را قبول کردم و حالا به هرجا بگن به خاطر قولم می روم اما ایام کلاسهای مدرسه ام معمولا همان مدارس را می روم و در تعطیلات به منازل

 

خدایا چه بسا نعمتهایی داریم که متوجه وجودش نمی شویم با بت این بی توجهی مارا بیامرز  من خودم تا بیمار حنجره نشدم نمی دانستم نعمت صدا که انتقال دهنده حرف دلت به دیگری است چه نعمت عظیمی ست که ما بنده ها حتی به حساب هم نمی اوریم اخه حرفت تو دلت قلومبه میشه از درد نمی توانی به طرف مقابل بگی مثل کسی که چشم نداره صدا ها را می شنوه دلش غش میکنه کاش می دید چیه دور برش خیلی نعمتها را نا شکری می کنیم در حالی که یک دقیقه ای ممکن است از دست بدیم ما فکر می کنیم ما از خودمون محافظت می کنیم نه با با  مثل جریان برق که مدام متصلا در جریان است تا لامپ روشن است لطف خدا هم متصلا به سمت ما در حفظ نعمتها در جریان است اراده کند قطع می شود و لامپ وجودش خاموش .  خانمها بدانند این چهره را که صد قلم آرایش می کنند در معرض دید نا محرم می زارند یا اندامشان را که مال شوهرست  با لباس تنگ عمومی اش می کنند . همه این نعمتها را با یک تصادف از دست می دهند که جزای نا شکری است

 شکر یعنی نعمت را در جای خودش و مورد پسند خدا استفاده کردن و کفر نعمت یعنی انرا در مقابل امر خدا به گناه استفاده کردن و خلا ف میل  خالق آن نعمت استفاده کرد ن که موجب از دست رفتنش می شود

 تازه اگر خدا لطف کنه به قیامت نندازه همینجا با گرفتن نعمت تصفیه حساب کنه و الا بدا به حالمون اگه به قیامت بیفده برای همین معنی لغوی شکر این ست که چیزی را به زنجیر کشیدن یعنی شکر؛  نعمت را برای تو به زنجیر بقا

 می کشد و می بندد تا از دستت نرود با شکر عملی نعمت می ماند و نعمت را برای خودت به زنجیر می کشی.

 تا نعمت را از دست ندادیم امام علی می فرماید شکرش را به جا اورید تا دوام یابد .

  خانمها بدانند شکر نعمت لب این نیست روژ لب بمالی در معرض نا محرم و غیر شوهرت قرار بدی اینجاست که  پوست بدن نعمتش نا شکری شده (پوست صورت و یا اندام فرق نداره )  و چشم را و گوش را در معرض دیدن و شنیدن فیلم های حرام و ترانه های مبتذل قرار دادن صد هم که زبانا شکر کنید بازم عملا ناشکری را مرتکب شدید  رقص فقط برای شوهر ست و بس اما روز 13 بدر دیدم برای نا محرم طرف می رقصید دو زوج جوان پیش هم با خودم گفتم بلا نیاد امسال خیلی هست اما امد وسط روز ساعت دوی بعد از ظهر یک هو اسمان قرمز بعد چنان شب شد که چراغها را روشن کردند ماشینها در خیا بان چون رانندشان نمیدید ایستادند تاریک تاریک اینها لا های اخر الزمان است .

 همه ما اگه نعمت را در راه مخالفت خالقش استفاده کنیم مثل این می مونه که

معلم به دانش اموزش الفبا یاد می دهد بعد می گوید حا لا یک جمله به من بنویس و معلم انتظار نوشتن تشکر و محبت دارد ولی می بیند  فحش و بد و بیرا نوشته یا نوشته بیخود کردی الفبا نشونم دادی

چقدر این نا جوانمردانه است !!!! به ایه 21 تا 23 فصلت  توجه کنید و65 سوره یس که 5 عضو بدن را فایل بایگانی پرونده ما معرفی می کند می فرماید قیامت به حرف می اید خود می گوید چها کرده پرونده ها را بیرون می ریزد در سوره  فصلت امده :

:شهد علیهم سمعهم  و ابصارهم و لجلودهم  بما کانو یعملون ( شهادت می دهد علیه انه گوشها شان و چشمهاشان و پوستشان به انچه عمل کرده  )

 وسوره  یس : نختموا علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهدوا ارجلهم بما کانو یکسبون یعنی روز قیامت دهن بسته می شود (راه توجیهات زبانی دیگه بسته میشه ) //با ما سخن می گوید دستاهایشان و شهادت می دهد  پا هایشان به انچه کسب کردند اینجا شامل هم ثوابهاست و هم گناهان ولی در فصلت فقط گناهان بیان می شود همه ما کافیست برای اینکه گناه نکنیم همین 5عضو بایگانی اعمال را و ایه 14 علق را که می فرماید

ایا نمی دانی که خدا می بیند تورا (الم یعلم بان الله یری ) و

 ایه 14 مرصاد را که می فرماید حتما پروردگارت در کمین توست

 (ان ربک لبالمرصارد )در نظر بگیریم این دو ایه اخر که هردو ایه شماره 14 است را دو اسکورت محافظت در مقابل گناه خواهیم یافت و گناه نخواهیم کرد مگر یاد این ایات نباشیم . امام راحل فرمود جهان محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید .  التماس دعا

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعــت8:3 تــوسط رضوان |

خدا یا اصوالگریان خر مایی را خدایی کن تا  هم خدا هم خرما

نخواهند

 

 قران می فرماید دشمن بیرونی ندارید دشمن  شما

داخل خو دتان است

 

 عین همین فیلم  سر زمین با دها  یا جومونگ ۲  در دو قسمت اخری فیلم  دشمنی های نا جوانمردانه از  دشمن  خارجی یعنی تسو یا بو یو   نبود  فعلا سمها و خو نهای

 

ابها کار خودی های   داخل گیرو بود

 

 

 همه دیدند  فیلم جومونگ را  ابهای زلال را خونی

  و سمهای قارچی ریختندتا

 با بیماری مردم خودی حتی

 به هدف شوم خود برسند

 

   و علیهشان   روی دیوار  توسط کودکان کم فکر نقاشی فرهنگی 

 کشیدند و  حتی با نقاشی شوم بودن  جو مونگ را ثابت کنند تا تخریب

شود  باور فرمایید  اگر این فیلم را

 

  با جامعه  فرهنگی ما در همه نهاد و ارگانها و  وزارتخا نه ها و ادارات

 

مقایسه کنید  ببینید بعضی مثل همان کو دکان این فیلم یک

 کار تخریبی بزرگ علیه  فرهنگ می کنند که نمی فهمند و برخی هم می فهمند  خودشو نو به نفهمی می زنند 

 مثل  سی دی آموزشی  که الان در خا نه زبان .... دارد بخش می شود 

در یک بازی  ان از امریکا دفاع و باید کو دکان نیرو های خودی را نابود کند

 تا برنده شود  این یک حماقت بزرگاست در شهرمان یا یک دسیسه ای که  مسئولین مر بوطه خوابیده اند . 

 و یا زمان خاتمی  ساخت جعبه دستمال کاغذی به شکل

 کتاب وقتی  این جعبه را سال ۷۷ یا ۷۸ زمان خاتمی دیدم  از

 عصبانیت داشتم منفجر می شدم کدام مردان کودک عقل چنین فرهنگ و کتاب را به اشغالدان ها نزدیک کرده ؟  در حالی که الان همین کار را چینی ها با عکس او با ما کردند که دستمال از قسمت دهن    او با ما بیرون می اید ولی ایران به شکل کتاب ساخت و تو هین به کتاب کرد البته  وقتی مهاجرانی بی عقل   وزیر فر هنگ باشه  چطور انتظار می رود دیگر ؟

  بله  حکایت  جو مونگ دو یا هوم یول   حکایت  سخنرا نان   خالص ساده  و نه  

راه راهی است

 حکایت  هوم یول  یا جومونگ  دو  حکایت    کسی است که به دنبال هدف خوبش اگر می رود 

 هم از  هم خدا هم خرما نمی خواهد . مرد و مردانه  صرفا دنبال هدف است .  با  دسیسه های

 ان هفته و این هفته که گذشت  می خواهم منظورمو  عرض کنم   و درد دلمو بنویسم

 سالها ست  ابهای زلال وادی اصو الگریان تو سط  خودی هایی چون  قبیله بیرو   دارد خونی و سمی می شود  سالها ست اقدام به تخریب افراد تا ثیر گذار شدند تا  همه را منزوی یا بایکوت کنند یا خودشان فراری از جامعه شوند  سخنرانی یک بار مصرفم در جمع مسئو لین چون به به و چه چه بیجا نمی کنم  و حق را می گویم و  سخنرانی     چند بار مصرف من در جمع بی غرضانی چون دانش اموزان و مردم عادی مساجد

 تشکر و انتقاد

 گاهی به خاطر  اتفاقاتی چون اتفاق ساسی مانکن   باعث

می شود  منو بایکوت کنند یه .... ماجرای ساسی مانکن را ببینید 

 ایا حق با من بود یا  کسی که  تذکر داد نباید  استاد را متذکر

 می شدم ؟

       .   ولی در شگفتم از  ............مرکزی چون  حتی می ترسد  از او تشکر کنم یه بار برای تشکر از یک کارش خواستم در ضمن  از هاشمی رفسنجانی هم در 12 اردیبهشت  اولین اهانت به  رهبر کرده بود خواستم حرف بزنم باز  ترسیدند نگذاشتند   تعجم از بایکوتهای بسیج خوا هران .

 ....که  زیر  مجمو عه ان  مرکز  است خوب است راضی ام و از همینجا از خانم محمدی مهر  ابادی  و کرامت  و علی  یکی بچه های مسئول و ما  فوق خودم  در حوزه  تشکر می کنم . و ........از ریاست  بسیج خواهران  از اینکه روزی که  راهپیمایی  حجاب را کنسل کر دند ایشان با شها مت به راهپیمایی ضد بد حجاب ما بها دادند خلاف  لغو شدن مجوز  انجام دادند تا  حدودی  و دیگری هم در باره  نشریه هایم بود که ...خلاصه همینکه  حوزه ما

  پایگاههای زیر مجموعه خودش را  جمع می کند  و به بنده فرصت می دهد که سخنرانی های  با موضوع روز که از   روزنامه پر تو و عبرتها و سایتها می گویم و مطالبمو می دهم  تشکر می کنم و از اقای زحمت کش  نمایندگی ولی فقیه سپاه  که مطالبمو تایید  فرمودند تا نشر شود  و نیز از برادرم مرادی ما فوق اصلی گروه ما 

  همینجا تشکر می کنم از

 ولی  در کل دلم مملو از انتقاد است  که به  مسائل فرهنگی بها داده نمی شود

 

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

چون  ان سخنرانی  بنده ناخواسته و اتفاقی  انهم  به نحوی  در جمع فقط  مسئولین  ریز و درشت بودند  و الا اگر مردم عادی بودند که درد دل نمیکردم 

 هفته قبل روز پنج شنبه  قبل  به رغم اینکه سخنرانی نبود و درد دل بود باز شروع به تخریب کردند و به اقای بید خوری سخنران قبل از بنده گفته اند محدث قصدش تخریب شما بود  در حالی که بنده  چه دشمنی با ایشان دارم ؟  این یعنی دشمنی هایی برای تخریب  مهره های دلسوز توسط خودی ها

 عین دشمنی ریاست قبیله بیرو علیه جو مونگ  

  به دلایلی  فراوان از ازاده محترم محبوب  اقای  بید خوری  تشکر می کنم و نادرند کسانی که مثل ایشان در سخنرانی ها مفید باشند لذا اینجا از ایشان تشکر کرده و بسیار  هم به این آزاده  که جای برادر بزرگ ماست  بهشون ارادت خاصی دارم چون  عنصر اخلاص او نادر است . چرا باید تخریبش کنم چه  حرفی است که به ایشان  از بنده گفته اند تاسفبار  است

 به علت دیدن تصاویر کتابچه ها یا جزوه هایم  بهم اجازه صحبت دادند چون در موضوع سمینار بود .

 

   . ولی من  از همه چی درد دل کردم  در باره اقای بید خوری عرض کردم که ایشان درد دارد این حرفها را می فرماید و کسی که درد ندارد به درد نمی خورد .

 

 و سخنرانی اش را تشبیه کردم به سخنان  ایت الله بهجت بی غرض و مرض نمو دم اما همینو گفته بودند قصد تخریب دارم یعنی بهجت گفته اینا رو تو دیگه نمی خواهد بگویی . شاید نحوه بیانم  جالب نبود چون  

 اما 

 کسانی که بد  بینند یا نا راحت شدند اگر جمله ام نا خواسته  دو پهلو قابل بر داشت بوده وظیفه است عذر خواهی کنم اما منظور من  تخریب نبود که انهایی که مغرض بودند    از  پهلوی دیگه سو ئ برداشت نموده اند و جالب است که انقدر این مخلص ازاده را بچه پنداشته اند که  به ایشان گفته اند منظور  خانم محدث   تخریب شما بوده  مگر خو دشان  متوجه نیستند  شاید هم خود شا ن خوش بین بود چرا بد بینش کنید ؟

 

 ولی محا له نظرم این باشه اگر تخریب برداشت شود  باید از حق الناس بترسند .

  منظورمو  به علت  اینکه نا گهانی بود و کتابچه ای که به مسئولین دادم فکر کردم لنگه ان دستم است بین نو شته ها ندیدم و لذا قصد داشتم از روی نو شتهای کتاب خودم حرفهای  بوش را بخونم و ... در موضوع بود

 ولی همه دیدند  بالای سن و شنیدن از بلنگو دارم دنبال می گردم  ندارمش لذا موضوع عوض شد  قبلش هم گمان نمی کردم بعد از اقای بید خوری به بنده اجازه سخن بفرمایند خوب اگر بسیج خواهران بها دهند چرا از قبل

هما هنگ نشود که چنین شود حا لا با درد دل و عقده و عصبانیت بروم اگر وقت داشتم هماهنگ می شد در موضوع بهتری حرف می زدم .

 خلاصه  این افراد مغرض اقای بید خوری را ساختند که ان سخنرانی را  با کل سخنرانی هایم 

 تعمیم داد  که چرا زیر سوال می برم   با گفتن  اینکه گفتم النگو ها شو نو خانمها بفروشند تا کی منتظر بودجه  فرهنگی شوند . گو یا این حرفم خیلی سنگین برای مسئولین بوده  که

 لذا فرمودند همه را زیر سوال بردم .

 دل خونین من اینطور کرده منو که فرصت طلایی که از دستشان نا خوا سته در  رفته و به من  داده شده را به جای اینکه تبلیغی حرف بزنم درد دلی حرف میزنم  پس انتقاد به خودشان   وارد است

ولذا  خود به خود   سخنرانی های  من دو نوع است در جمع مسئولین فقط بسیج  نوع سخنرانی ام یک بار مصرف است  چون من  نا گهانی زمینه  صرقت  وقت  سخرانی برای خود  درست می کنم 

 خدا هم کمک می کند همیشه  سخنرانی   ما گهانی  بهم داده شده  انهم برادران می دهند نه خواهران و الا

  در جمع  مردم عادی یا دانشجو یان  نوع بی  غرض و دانش آموزی  سخنرانی  چند بار مصرف  است  وهردم مصرف

است چون از من تکراری مکرر دعوت می شود   ولی بین مسئولین ریز و درشت سپاه  همیشه  تصادفی بوده علتشو هم نمی دانم بهم بگن بدانم حد اقل . ولی خودم اینطور  فکر می کنم

 

 

 چون  اگر لازم باشد انچه حق است از فرصت استفاده نموده به گوش مسئولین می رسانم لذا احساس خطر بعضی ها باعث می شود سخنرانی ام یک بار مصرف شود انهم

 برای بعضی ها از نوع  خر مایی ها  یه بار مصرف می شوم  دیگر دفعه بعدی در کار نخواهد بود و

 به شدت بایکوت می شوم حتی  از رسیدن خبر امدن مسئولین هم    به گوش من خود داری می کنند

 مبادا  یه دفعه وسط جمعیت حرف  بزنم

  مثلا  اقای صفار هر ندی  وزیر ارشاد قبل که

  اگر از خودشان  ترسی ندارند  چرا  بایکوت می کنند ؟  از خواهران  کمیسیون با نوان  اصو الگرا همه هم سنگران من در ستاد احمدی نزاد هم  در شگفتم گر چه نفوذی  دوم خر دادی انجا هست  بایکوتمو از او می دانم

  و الا ریاست و بعضی دیگر را واقعا دوست دارم   انها هم

 وقتی دختران  مسیحی  مسلمان شده به سبزوار امدند هرچه فرهنگی و اشنا از مدیران حتی دوم خر دادی ها بود را خبر کرده بودند ولی 

 منو ثابت شد عمدا خبر نکرده بودند  اما  منو خدا دعوتم کرد تصا دفی  فر مانداری کار داشتم اول مرا سم رفتم 

 یه هو دیدم  ان زمان ریاست کمسیون  فعلی نبود   قبلی بود روز قبل هم بهم گفته بود مسیحی ها را  اوردم بردم مکتب نرجس و ..

 دیگر خبر فرمانداری را بایکوت کرد

 و  حضور تصا دفی بنده   شر منده اش کرد و به من من افتاد گفت بفر مایید دیروز بهت گفته بودم  .

 گفتم دعوت نکرده بودی خلاصه  فوری دور بینمو اوردم از  تازه مسلمانها مصاحبه کردم و  گزارش و عکس و در روز نامه سر بداران منتشر کردم و الان کلی سوزه سخنرانی ام در مدارس است که  خارجی ها میان  شیعه می شوند اما ایرانی متا سفا نه مسیحی چرا ؟

 دیدن تصاویر کلی   روشنشون میکنه  که راسته ولی اگر خدا منو دعوتم نمیکرد  یک گزارش خوب از بین

 می رفت چون هیچ کدام بچه های نشریه هم نبودند .   هی می گویند  نشریه سر بداران   ضد انقلاب و شهدا است  شما که ضد  نیستید چقدر ان   امدن تازه مسلمان را چاپ کردید باز هم  افرین به اقای طیب در اینجا انقلابی عمل کرد ثواب ان برای سر بداران است .

 همین اقا که به بنده میگن در نشریه اش ننو یسم ملیگراست من  چیز هایی دیدم که در اصو الگرا نیدم 

 

  مقاله های  منو مجانی به گوش مردم می رساند اما دیگران منو فراری می دهند  

 بنده  وقتی بهم می گویند در نشریه سر بداران   ننویسم   می گویم چرا مطهری زمان شاه در نشریه زن روز مینو شت ؟

 می فرمایند مطهریمجبور بود منم مجبورم اصو الگرا میگوید همه پول می دهند  اسم پول اورد که مقلمو چاپ کند منم الفرار بر قرار می کنم منی که سال 71  کیهان  صفحه دوهزار تومان پیشنهاد کرد البته یه کار مندش بهم گفت

  خلاصه   حالا  زحمت بکشم  به جای حق الزحمه ÷ول هم بدهم تا اصو الگرا چاپ کند ؟ خنده دار نیست تیراز  سر بداران بیشتر هم همست من نیتم رساندن پیام است و  چون بقیه همکاری نمی کنند مثل مطهری ره منم مجبورم بدهم  انجا نکند علت بایکوت سخنرانی هایم همین است ؟  اصولگرا به خاطر نشریه ملی مذهبی که البته من چیزی ندیدم جز اخبار  سبزوار و مقاله دکتر رامشینی و من   نشریه سیاسی نیست اشتباهاتش بسیار نادر است  انهم فرهنگی اش سیاسی  خیلی محافظه کا رتر از ان است که فکر می کنید   خلاصه  فکر می کنم اهم را به مهم  ترجیح دهم بهتر است اهم چاپ کردن است  .  زمان شاه  که نیست .

 

چرا اینو حا لا بعد از سه سال می گویند ؟ دوستان چرا سکوت کردید .

  

 .........................................................................................................................................................

. سخنرانی هفته قبل من در جمع .... اقا و خانم  ..........

 از نوع یک بار مصرف بود چون احدی مردم عادی نبود و من فقط با کنایه  که خانمها النگو ها را بفروشید کار فرهنگی کنید  تا کی منتظر  بودجه فرهنگیماند   و چرا  نشریه کوچه ما  از دشمن  در داخل.. و ایران  تمام فارسی  تمام گلاسه  به ارزانی نو شته می شود  و بخش می شود  به طور سریالی در این نشریه دشمن  با نام  راههای دلبری زن برای مرد را اموزش میدهد . ولی من از جیبم به خرج خودم و غیر  رنگی بخش میکنم نو شته

 هامو  پس باید النگو هامونو بفرو شیم کار فرهنگی کنیم  برای کو تاهی که تا کنون بوده ولی مسئولین جدید جوانترند خدا رو شکر بهترند و اگر جدید ها نبودند  شاید 5  شنبه نمیگذاشتند سخنرانی کنم صد در صد لذا از اقای زحمت کش متشکرم .

 

 

 و اما یک دلیل دیگرم که می گویم از سخنرانی من واهمه دارند و من سخنران یه بار مصرف بین مسئولین

 می شوم  و زمانی که لازم می شود  لازمم دارند این است می ترسند حتی اینجور اتفا قات پیش نیاید .

 

......................................................................................................................................

 

 ساسی مانکن     برای کروبی خونده   نه  احمدی نزاد   دسیسه به این بزرگی ؟

 

در مشهد   سخنران جوان  رو حانی  را اورده اند برای همه مربیان  طرح الصالحین  سخنرانی کند

 به رغم اینکه شاید بیش از  800 نفر جمعیت از چند شهر استان بود سخنران یه دفعه گفت

 ساسی مانکن همان که  برای دکتر احمدی  نزاد   خوند  ه  ......

 

 دیدم  احدی  اعتراض نکرد  بلند صدا زدم اقا ساسیمانکن برای  کروبی خوند نه احمدی او اصرار کرد که برای احمدی خوند منم اصرار کردم برای کروبی خوند ه  خودم گوش کردم ستادش هم بود

  دیدم نه کو تاه نمی اید اخر گفتم استاد اینجا داخل  پادگان و همه بسیجی اند  اینجا اینطور میگویی ؟

  یه هو به خودش امد سرشو تکون داد گفت  گفته بودم برای بسیجی ها حرف نزنم ها   و بعد بالای سن شروع به عذر خواهی از من کرد  و گفت معذرت می خواهم  ببخشید  ما غلط کردیم خوبه ؟

 با این گفتن  غلط کردن  حربه ای بکار برد احساسات مستمعان جوان را تحریک کرد همه بر گشتند به طرف من گفتن  دیدی چه کار کردی  ؟ او استاد است به تو اینو گفت  تو هم عذر خواهی   به رغم اینکه  بلا فاصله گفتم  ببخشید خواهش می کنم این چه حرفی است )))) باز گفتن عذر خواهی کن منم نکردم  کافی بود دیگه 

 

  گفتند باید بعد خصو صی میگفتی   گفتم این را یعنی متوجه نیستید که باید واجب بود در جمع شایعه خنشی می شد ؟

  و گفتم او در عمومی گفته 800 نفر ادم شنید اگر همه برن به شهر ها شان بگو یند ساسی مانکن برای احمدی خونده خیلی بد می شود که واجب بود در عمومی اعتراض و دروغش  خنثی  می شد ا  چرا بگذارم   دکتر احمدی تخریب شود . ؟

 خلاصه مسول گروه شهر ما هم گفت باید سکوت میکردی  . اینقدر نمی فهمید با با  یک تو طئه را  علیه احمدی  خنثی کردم  شایعه را خنثی  کردم مگه بد است .ولی نمی فهمند  کسانی که خر ما دوستند  متا سفانه فقط به خر ما می اندیشند و بس

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

ادامه داره ////////////////////////////////////

 

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعــت20:11 تــوسط رضوان |
ختم صلوات برای رهبر
ختم صلوات آيت‌الله بهجت براي سلامتي رهبر انقلاب در آخرين روزها
دوشنبه بیستم مهر 1388 8:25

آیت الله بهجت

يکي از فرزندان حضرت آیت الله محمد تقی بهجت، چندي پيش در گفت‌وگو با يكي از مقامات به بیان برخی از حالات آخرین روزها و ساعات عمر این مرجع وارسته و عارف پرهیزگار پرداخت.

به گزارش رجانیوز، فرزند آیت الله بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوار خود با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، بهحساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامتي رهبري اشاره کرد.

ايشان در ادامه افزوده است، این موضوع سبب شدتا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر این ختم ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعات عمر حضرت آیت الله بهجت ادامه داشته است.

پیش از این نیز بارها اخبار مختلف و متفاوتی از ابراز علاقه این مرجع عارف نسبت به ولی امر مسلمین جهان در جمع خواص و نزدیکان معظم له مطرح بوده است، چنانکه برخی از پیش بینی رهبری آیت الله خامنه ای سال ها پیش از رهبری ایشان توسط این مرجع بزرگ فقید خبر داده اند.

 

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

خداوند هم ایرانی است

 

   نقل قول از اقای  شجونی عضو شورای مر کزی جا معه مدیریت در یک سخنرانی 

 اقای جلیلی دبیر شورای عالی  امنیت  ملی کشور  مان  به  وزیر خا رجه  گفته بود  که چرا      امریکا و انگلیس   و فرانسه عجله کرده و از اغتشاشگران حمایت کر دند  ؟ وزیر  خارجه انگلیس در  پاسخ می گو ید 

 ما خیال  می کردیم  کار  رژیم  با این جار و جنجال  اعتشاشگران  تمام شده است  حال انکه  ما نمی دانستیم

 خدا  وند هم ایرانی است  .  

 

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعــت18:27 تــوسط رضوان |
توجه پست بی تفاوتی فرهنگی چرا ؟
 
 
 
 
 
 تابلو است که نو یسنده بعضی نظرات ذیل 
 
 فلسفه کرا وات را نمیدانید
 
در حالی که ان علامت  قسمتی از صلیب مسیحیت است  
 
 بین  مردم کرواتها   و پاپ  ا ختلاف شد  هر دو  حزب هم مسیحی بودند برای
 
انکه قاطی نشوند از فردای دعوا و جنجال فروانی که باهم داشتند تصمیم گرتن با علامتی  هر کس از دو حزب حمایتشو نشون بده طرفدار پاپ است یا کرواتها لذا صلیب را تقسیم کردند
 
 کراواتها قسمت اویز صلیب  یا عمودی ان را در گردن انداختند و پاپ ها پاپیون را که
 
 قسمت افقی صلیب است را به گردن یا یقه خودشان زدند .
 
 جمع کراوات و پاپیون میشه صلیب  لذا نمی دونید چرا بهم ایراد می گیرید از بس اعتنا نکردیم به علائم که جا معه این شد الان  ان علامت شاخ گاو و دو قطره خون .  و زنی که روگرفته چشماش دیده میشه در ایران همه مینی بو سها میزنند در حالی که نمی دونند علامتی از گروهای همجنسگرا و .. است  هی بی اعتنا باشیم 
 این اتفاقات می افته .که از ۱۵۰ گروه شیطان پرست علامتهای ۷۰ گروهش در ایران وارد میشه و کمکم اعتقاداتشونم امده 
 

 متوجه شدید بعضی از دورتان  نظر دهنده ؟پس

کراوات  و پاپیون بستن    هم مثل کلمه  در  کنف کسی بودن  مثل کلمه

 خالی بستن  یا خالی بند  یا کلمه هنجار و نا هنجار  یا دمار از رو زگار کسی در اوردن

 

 

  همه این اصطلاحات یا علامتها یک ریشه دارد .

 ریشه داره

  1 /  فلسفه اصطلاح  خالی بستن چیست .

 

   شنیدی میگن فلانی خالی می بنده یا خالی بسته الان اینجوری شده که به دروغهایگنده بی ریشه و اساس میگن خالی بستن اما ریشه اش این است که زمان صفویه

 مردان اهل مبارزه و جهاد مثل میرزا کوچک خوان  زمان صفویه  یه ردیف فشنگ دور کمر یه ردیف  از روی شانه به سمت کمر سمت مقابل بسته می شد همیشه فشنگ داشت اماده مبارزه

 اینها نام و نشاندار می شدند کم کم بعضی فشنگ نداشتند  اما خالی همان جای فشنگ را همچنان نمادین به کمر می بستند چون موقت فشنگ نداره یا تنو نسته بخره کم کم همین اصتلاح شد که نه فلانی همایلی که بسته به کمرش خالی بسته فشنگ نداره و .کم کم فلانی خالی بسته  تبدیل به یک اصطلاح شد  و حالا به دروغ گنده میگن خالی بستن

 2................................................................................................................................

 فلسفه  اصطلاح   در کنف حمایت فلانی ...چیست ؟

 

 کنف  شنیدی میگن  در کنف حمایت اسلام یا فلانی . زیر سایه  اسلام و .یا فلان گروه .

 

  کنف مثل نی یک شا خه های کیاهی مناسبی برای ایجاد سایه بود بعضی جلو در خانه یا مغازه کنفها را مثل  صدها نی کنار هم میزارند مثل حصیر میشه انطوری  سایه بان می ساختند مردم زیرش می نشستند  که کم کم اصطلاح شد من زیر کنف تو نشستم فلانی هر روز زیر کنف  فلانی است  و کمکم معنی حمایت فلانی  از فلان کس شد زیر کنف  حمایت یا سیه فلانی نشستن یک اصطلاح

.

3............................................................................................................................................

 

 فلسفه اینکه میگن هنجار یا نا هنجار چیست ؟

 

 زمان قدیم  در بین راهها و  بین جاده ها و راههای بین شهر ها تابلو های امروزی نبود  نبود لذا کاروان دار ها  در چهارر راه ها یا دو راهی ها هنجار می گذاشتند یعنی چوبهایی که راهنما کننده  کا روانها به راه و هدف اصلی کا روان بود  چوبهای رانما را هنجار می گفتند کم کم دزد های  سر گردنه و راه زنها برای هدایت کاروان به سمتی که خودشان می خواهند   جا به جا می کردند جای چوبها را از راه اصلی به سمت بی راهه تغییر می دادند که کم کم مردم بعد از فهمیدن موضوع میگفتن نه به فلان را رسیدی ان هنجار نیست نا هنجار است مواظب باشید گیر نا هنجار نیفتید سر از راهزنها و غارتگران در می اورید و حالا شده اصطلاح هنجا  رها و نا هنجار ها که شامل راههای درست هدایت و گمراهی اجتماعی یا فکری شده

.....................................................................................................................................

 4     دمار  از رو زگار کسی در اوردن یعنی

 بر می گرده به یک شکنجه مغولها که مجرم را از پشت گردن  زرد پی یا رباط بین کمر و گردن را در می اوردند طرف شل می شد از زندگی و روزگار در می امد ان رگ را به زبان مغول میگفتند دمار  دمار مجرم را در می اوردند کم کم شد دمار از روز گار کسی در اوردن .

.................................................................................................................................................

 و اما درس زبان را هم بهم اعتراض فرمودند
 
 
  در باره درس زبان من فقط به زود بودن درس زبان اعتراض دارم چون عشق عاقلانه به درس زبان با بی موقع درس دادن مثل سن دوم ابتدایی نابود شده و شوقی برای اموختن زبان در راهنمایی نمی مونه تا کی به کودک فهماند که زبان بین المللی و کامپوتر این است و لازم است وقتی عقل در کودک رشد کرد ان وقت با عشق یاد می گیرد زمان ما که از سن راهنمایی شروع شد عالی بود چون همه علاقمند بودیم ولی مدرسه امام حسین که  دختر خودم از سن دوم دارد زبان یاد می گیرد الان از  درس زبان زده شده برای سن راهنمایی دیگر شوق ندارد من نمیگم زبان یاد نگیرند  باید وقت شناسی شود  
 هر چیز جایی دارد و نقطه مکانی 
 مراجعه شود به ارشیو وبلاگم
 غصه های مستحبی را از مدارس غیر انتفاعی حذف کنیم 
  متوجه منظورم می شوید  در هفته دو ساعت فرزندم اضا فه بر مدارس دولتی
انجا می ماند این دو ساعت را ضرب در سال کنید ببینید چقدر عمر اضافی صرف مستحبهای اجباری این مدارس می شود   بنده در مقاله معلم دهقان فدا کار را هم  نوشتم معایب مدارس دولتی و غیر انتفاعی ....و  به اقای  وزیر حاج بابایی دادم  شما هم از کتابفروشی اقای جعفری معروف به کتابفروشی سپاه  اگر تمام نکرده باشد بخرید .  شاید هم دو باره تو وبم مفصل بنو یسم اما مقاله های قبلی ایدز فرهنگی و ولایت فقیه م هنوز ناقص مو نده شاید هم  بنویسم
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
 
 در مطلب  بی تفاوتی فرهنگی چرا ؟ تیتر  زیر خبر های تازه  سمت چب سایت نوشته شده را کلیک کنید
 
نظرات مردم اینه  که نوشتند
يعني شما الان با همون مدل كراوات مشكل دارين روي لباس هاي فرم_دوست عزيز نويسنده خداوند زيباست و بنده هاش زيبايي رو دوس دارن_چرا الكي با انتشار اين اخبار قصد تشويش دارين_اگه تو سي دي زبان تصاوير باربي و آموزش آرايش و اينا داره خب ما اصلا ميگيم مشكل،وليوقتي همين بچه ها بزرگتر بشن خود به خود جامعه براشون ميشه يه سي دي كامل براي آموزش آرايش_شما بهتره به مسئولين توصيه كنين كه همين فيلم ها رو ايراني و اسلاميشو بسازن_من خودم هم زبان انگليسي هم فرانسه ميخونم_توي كتاباي ما تا دلت بخواد معرفي سبك رقص و موزيك_خواننده هاي غربي و... هستش_پس گير الكي به اون بندگان خدا ندين،جامعه داغون به هر حال يه روزي آموزش هاي لازم رو بهشون همچين خوب ميده((روي صحبتم با وبلاگ بهار فرهنگي))ولي از مدير اين سايت نيز انتظار نميرفت چنين خبري رو بذارن رو سايت
واقعا تاسف خوردم بابات اين خبر_يعني چي زبان تو دوم ابتدايي اشكال داره؟ كشوري مثل پاكستان كه مثلا ادعامون ميشه ازش جلو هستيم الان به انگليسي تدريس ميشه درساش،اونوقت تو كشور ما تازه اين فرهنگ بين مردم جا افتاده كه برن زبان ياد بگيرن چون مهم هستش و يه روزي يه جايي به دردشون ميخوره_آموزش زبان انگليسي هيچ وقت نميشه اسم تهاجم فرهنگي گذاشت چون زبان معيار جهان هستش و تمامي كشور هاي دنيا از خداشونه بستري فراهم كنن كه از كودكي به بچه هاشون زبان انگليسي ياد بدن،حالا كه اين بستر در كشور ما فراهم شده چرا الكي با اين خبرها خرابش ميكنين_به نظر من تو دوره الان آموزش زبان واجب هم هستش_من تا دوم ابتدايي هم منتظر نشدم_پسر من الان 5سالش هستش و داره ميره كلاس زبان و واقعا هم راضي هستم از اين كار چون دارهم ثمرش رو ميبينم
پس لطف كنيد اين افكار سنتي و دور از عقل رو در معرض ديد عموم قرار ندين
برای نظرات بالایی واقعا متاسفم. متاسفم که هنوز ادمهای بیسوادی تو مملکت ما پیدامی شد که ...
کجای مطلب بالا گفته شد که کسی با تدریس زبان مخالفه؟

کسی با اموزش زبان مخالف نیست با تزریق فرهنگ غربی مخالفیم.

سلام سبزوار: این نظر ویرایش شده است.
اینکه درسا تو پاکستان به زبان انگلیسی تدریس میشه هیچ امتیازی برای پاکستانیا نیست و بر عکس به نظر بنده یه ننگ محسوب میشه براشون
اون اقا یا خانمی که گفته من بچمو میفرستم کلاس زبان و الان دارم ثمرشو میبینم اگه ممکنه یه کم در مورد ثمراتش توضیح بده تا ما هم بچمون رو بفرستیم کلاس زبان
سلام
اوج غربزدگی و تهاجم فرهنگی را در نظرات اول ودوم میتوانید ببینید!بنده خدا جلال آل احمد اگر الآن می بودند کتابی به مراتب پربارتر از کتاب "غربزدگی " خود مینوشتند.کودک 5ساله که زبان مادری اش را کامل یاد نداره باید زبان انگلیسی یاد بگیره!کاری که متخصصین این کار هم پیشنهاد نمی کنند!
لابد نظر دهندگان اول ودوم آرایش کردن دختر و همچنین ناموسشان را در خیابان اشکال نمی دانند،و حاضرند ناموسشان در معرض تیر های نگاه شیطانی دیگران قرار گیرد.واین را پیشرفت می دانند!
واما استفاده از کراوات واشاعه فرهنگ غرب:
آیت‌الله خامنه ای: علی الاحوط از پوشیدن کراوات اجتناب شود.
آیت‌الله سیستانی: استفاده از کراوات اگر مستلزم مفسده باشد، حرام است.
آیت‌الله وحید خراسانی: آنچه که تشبه به کفار باشد، جایز نیست.
آیت‌الله مکارم شیرازی: بهتر است از کراوات استفاده نشود و اگر جنبه اشاعه فرهنگ کفار را داشته باشد، اشکال دارد.
آیت‌الله فاضل لنکرانی (ره):بهتر آن است که مسلمانان از مثل کراوات اجتناب کنند.
آیت‌الله صافی گلپایگانی: سزاوار نیست مسلمین از کراوات استفاده کنند، بلکه احتیاط ترک استفاده از آن است.
آیت‌الله بهجت: جایز نیست.
اون دوستي كه گفته براي پاكستاني ها ضرر داره زبان انگليسي_من فقط يه منفعتش رو ميگم كه بفهم كجاي كاري،
بنده خودم براي تحصيل دارم به كشور مالزي ميرم،از من نمره آيلتس 6.5ميخوان ولي از پاكستاني ها هيچ مدرك زباني نميخوان و به راحتي ميتونن برن هر جاي دنيا دلشون ميخواد ادامه تحصيل بدن_من نميگم ما هم همون كار رو بكنيم ولي واقعا اصلا اين سطح زبان توي مدارس ما واقعا بي فايده هستش_خود من هم همه اين دوران رو رد كردم،ولي از مدرسه چند كلمه فقط يادم بود و تمام
پاسخ نظر دهنده سوم:

دوست محترم اگه چشمهاتون رو باز كني اين مطلب رو ميتوني بخوني كه نوشته(( درس زبان یک مستحبی است که خیلی زود برای بچه ها گذاشته شده، خود جای اشکال دارد))منظور من واژه اشكال دارد بود،اما نميدونم چرا فرافكني كردي آقاي باسواد،كي گفت تزريق فرهنگ غربي كنيم،شما اگه سواد علمي داشته باشين بايد بفهمين كه زبان انگليسي تهاجم محسوب نميشه،اگه جوش تزريق فرهنگ غربي رو ميزني،ميتوني تو مدل موي، و لباس دختر پسرهاي ما پيدا كني نه توي آموزش زبان انگليسي.شما اول مسائل رو تجزيه تحليل كنيد و ربط ندين به هم بعدا لطف كنيد اينجا پيام بذارين***اما جواب پيام پنجم و ششم:ثمره فرستادن بچم به كلاس زبان اينه كه همون دروسي رو كه بهش دارن نشون ميده به بهترين شكل ياد گرفته و هدف اصلي هم همين هستش.اون دوست فرهيخته كه گفتن بچه 5ساله زبان مادريش رو داره ياد ميگيره نبايد كلاس بره،دوست عزيز كلاس زبان در اون سطح فقط و فقط آشنايي با طرز نوشتن حروف الفبا هستش اونم به سبك نقاشي، و مهم براي من فقط ايجاد علاقه در بچم هستش كه در آينده بتونه با توجه به آموزه هاي قبلي دنبال يادگيريش بره_شما تا حالا همچين چيزي نديدي و نميدوني چرا الكي پاي متخصصين رو ميكشي وسط.خود من دانشجوي دكتري هستم و خدا رو شكر اسير آدم هاي بسته فكر مانند شما نشدم و از همون نوجواني يادگيري زبان رو دنبال كردم تا الان وقتي يك مقاله خارجي رو ميخونم به راحتي بتونم بفهمم و ترجمه كنم_دوستان من هم هستن كه براي ترجمه يك صفحه بايد پول خرج كنن.به قول همشهري خودمون***درد من حصار بركه نيست،درد من زيستن با ماهياني است كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است***
نظر دهنده ششم،واقعا جالب بود كه پياز داغ الكي قاطي كردي توي صحبت هات،اون بنده خدا بچش رو برده كلاس زبان انگليسي شما زود اومدي ميگي حتما دوس داره خواهر و مادرشم آرايش كنن برن بيرون_آخه چرا اينقدر بدون فكر و با تعصب الكي نظر ميدي شهروند محترم _رفتي يك ساعت استفطائات در آؤردي براي كراوات_عزيزم شما اگه درست بفهمي همين استفطائات رو ميبيني كه ماجراي همون يكي به نعل يكي به ميخ هستش_يكي حس ميكنه با كراوات زيباتر به نظر مياد خب ميزنه،دققا خلاف اينم ميشه،كسي دوس نداره كراوات نميزنه،لطفا اين استفطائات رو براي جوانان مطرح نكنين كه جز اسلام گريزي چيزي به همراه نداره اونم تو جو داغون فرهنگي جامعه ما،تا اسم كراوات مياد با همين فعل حرام و حلال صد عظيمي جلوشون ميسازين كه بعدا يه روزي اين سد شكسته ميشه و انجاس كه ميگن تهاجم فرهنگي!!!از نظرتون ميشه حدس زد شخص مذهبي هستين ولي يادتون باشه دوست عزيز وقتي امثال شما مياين همچين نظرات بسته اي رو ميدين باعث فرار جوانان از امثال خودتون ميشين_اگه پيشرفتي در زمينه هاي مختلف هوا و فضا و پزشكي داريم تو كشور يكي از اصول اصليش همين ياد داشتن زبان انگليسي هستش((بنده خودم تو بنياد علمي نخبگان كشور هستم و برخورد داشتم با افراد كه نخبه علمي كشور محسوب ميشن واسه همين به شما دوست عزيز دارم ميگم مفيد هستش آموزش زبان))
حاج آقا خدا قوت رفتي اين همه رساله رو گشتي،اگه آقاي خامنه اي ميگن اجتناب بشه از زدن كراوات پس چرا خودشون با افراد كراواتي كشورهاي ديگه ديدار ميكنن_مگه فقط رييس جمهور اسراييل و آمريكا كراوات ميزنن؟به جز سران كشور ايران و چند كشور عربي همه كشور ها كراوات ميزنن پس ترويج مفسده اي نميشه بيان كرد براي كراوات،شما برو تحقيق كن ببين مردم كشور خودمون چرا تو به يادموندني ترين شبهاي عمرشون((مثلا شب عروسي))كراوات ميزنن،چون قبول دارن كه زيباتر ميشن با كراوات.الان يه عروسي تو روستا هم كه ميري ميبيني بچه هاي روستا هم كراوات ميزنن.پس كراوات نزدن امثال شما دليل بر نزدن بقيه افراد هم نميشه
برای 4 تا نظر بالای نظر من که ظاهرا با اون دوتا نظر اولی همشو یه نفر نوشه!

برادر باسواد! دانشمند! ای تویی که داری زبان انگلیسی و فرانسوی رو با هم می خونی! ای تویی که تو بنیاد نخبگانی! ای تویی که داری میری مالزی! ای آپدیت! ای روشنفکر


استفطائات نه! استفتائات درسته! خواهشا نگو غلط تایپی بوده چون دوبار اشتباهتو تکرار کردی!
افسوسسسسسسس از سطح تفکر
سلام!
پاسخ به همه شماها!!!!

اینجا همه خودشونو دکتر مهندس خوندند،و جزو نخبگان میدونند!!!! پس من هم دانشجوی دکترای هوا فضا هستم از اون ور آب!

دخترکی که درس زبانش را با چیدن نحوه آرایش باربی یادبگیره،در ذهن خود به طور ناخودآگاه تمایل پیدا میکنه که از آنها استفاده کنه!و همچنین است در مورد پسران و کراوات!و والدینی که هم اکنون منعی نمی بینند که فرزندانشان این چنین درس زبان یادبگیرند به ناچار در آینده یا حتی هم اکنون منعی برای آرایش ناموس خود نمی بینند!!!بیخود خودتون را گول نزنید به اطرافتون نگاه کنید ،این موارد رو می بینید!

همه مشکل شماها نیستید مقدار زیادی از مشکل برمی گرده به مسئولینی که در این سی سال نتونستند ابتکار به خرج بدهند و در کلیه موارد راههایی برای آموزش پیدا کنند که شما افراد بی اراده اینقدر راحت خودتون رو نبازید!
دوست عزيز خوشحال باش كه از من يه غلط املايي گرفتي،ولي نميدونم چرا اينقدر برات جالب بود كه من اين اشتباه رو كردم؟در ضمن از اون 4نظر 3تاش ماله بنده و دوتا از دوستانم بود كه اون ها هم نظرات خودشون رو راجب حرفاي دوستان گفتن
خيلي جالب بود .كلي خنديدم به دوستان روشنفكرمون.
كه فقط سر انگشت اشاره رو چسبيده بودن.
خوشم اومد يكي از دوستان خوب دستشون رو خونده بود. قضيه قشون قشون كشيه ديگه!موردي نداره
****
در مورديادگيري زبان براي رسيدن به علوم جديد .رهبري هم نظر پيامبر اسلام رو دارند يعني " اطلبوا علم ولو بالصين"
***
در باره زبان مدارس پاكستان به نظرم واقعا جاي افسوس داره .چون بد جوري دارند فرهنگ بومي شون رو نابود مي كنند.خدا رو شكر كه اينجا اينطور نيست حتي به خاطر مزايايي كه فكر مي كنيد وجود داره.به نظرم اينم يه جور استعماره!
***
كودكان تربيت الگويي دارند پس هر چيز رو نبايد به عنوان الگو قرار داد مخصوصا" باربي الگوي زن آمريكايي"
***
يه جاهايي ضعف منابع داريم اما خيلي وقتها هم منابع خوب رو نمي شناسيم .اونقدرها هم كمبود منابع نيست .كارهاي خوب براي كودكان رو بايد شناخت.وبايد مورد استفاده مادر ومربيان قرار بگيرد
***
من خيلي خوشحال شدم همشهري ها يا دوستان خوبي تو اينجا نظر گذاشتند ، ولي همراهي اونا رو تو در كامنت گذاشتن مطالب ديگه زياد به چشم نميخوره !!! .
وقتي ما هيچ سي دي زباني براي آموزش نداريم مجبوريم از باربي استفاده كنيم_اگه دوستان جوش ميزنن خب بگن وقتي مدل مذهبي و اسلاميش نيست چي كار كنيم؟دس رو دس بذاريم كه كي مذهبيش بياد؟بعدشم تربيت پدر و مادر اگه صحيح باشه اين باربي كار ساز نيست.چون اگه باربي هم نباشه جامعه الان ما ماشاالله دست باربي رو هم از پشت بسته
تا سال 2015 موبايلها امکان ترجمه همزمان را پيدا خواهند کرد در
حقيقت دهکده جهاني روز به روز به واقعيت نزديکتر مي شود.
سايتي را که مي بينيد ضمن ترجمه متن شما به زبانهاي مختلف از جمله فارسي متن
ترجمه شده را نيز با لهجه هاي مختلف مرد و زن مانند يک مجري براي شما اعلام و
صحبت مي کند. تست آن براي يک بار هم شده بد نيست
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
 
 
+ نوشته شـــده در دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعــت0:36 تــوسط رضوان |
موسوی گرگ میش نما

 عینا کپی از وبلاگ اشک اتش

 

آیت الله خامنه ای : موسوی یک هدف دارد آن هم  . . .

 

س - آیا آقای موسوی از دوران نخست وزیری با آیت الله خامنه ای مشکل داشت ؟

ج – من و آقای موسوی را آقای خامنه ای در هیئت موسس حزب جمهوری آورد . روزنامه را هم به او داد . آقای موسوی با میثم بود ؛ با بچه های التقاطی بود . آقا نجاتش داد و آوردش این طرف . بر علیه ولایت فقیه خیلی کار می شد . از ریاست جمهوری ( بنی صدر ) یک نامه بیست سی صفحه ای علیه ولایت فقیه نوشته بودند که من جوابش را دادم . ولی موسوی در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ نکرد . آقای خامنه ای گفت این زیاد از این کارها می کند ! که بعد دادم به کیهان و در کیهان چاپ شد . آقای خامنه ای می گفت : موسوی تقریبا یک هدف دارد . این که بامن همگامی نکند و یا به حرف من عمل نکند .

به رو نمی آورد ولی می ترسید که این از این رفقای چپش الهام بگیرد و به صورت مذهبی در آمده .

این وضعیت به همین صورت بود تا یک روز موسوی آمد مشهد و سخنرانی کرد درباره ولی فقیه . عین عبارت این بود که گفت ما شاه را برداشتیم باز با دست خودمان شاه بتراشیم ؟! مرادش ولی فقیه بود . من دو سه تا حملات بدی بهش کردم ولی روزنامه ها اینها را چاپ نمی کردند . . .

برشی از مصاحبه استاد حیدر رحیم پور ازغدی . سیره امین . معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها . خرداد89  

+ نوشته شـــده در جمعه شانزدهم مهر 1389ساعــت23:37 تــوسط رضوان |
فرماندار شیراز کاری تحسین بر انگیز نمود

 

 

  آقای قاسمی فر ماندار محترم شیراز 

 احسنت به شما و دست مریزات 

  الحق که فر ماندار  احمدی نژاد هستی  زمان ریاست جمهوری ایشان

باید فر مانداران شجاع همچون احمدی نزاد هم باشد

 اقای قاسمی   وقتی متو جه می شود یک جوانی برای امر به معروف

و نهی از منکر به  یک خانم  بد حجاب اعتراض نموده به محض اعتراض ایشان ارازل و اوباش میریزند رو سر ان جوان ناهی  و درگیری می شود و کتکش میزنند متا سفانه پلیس نا جا به جای اعتراض به  ارازل و اوباش به جوان معترض و انو دستگیر می کنند که فر ماندار شیراز وارد ماجرا شده و به نا جا دستو ر می دهد  ارازل را دستگیر و ان جوان رها شود کارش امر به معروف بوده

 این خبر در نشریه پرتو چاپ شده  ...

////////////////////////////////////////////////////

برنامه سلوك در نامه هاى عارف كامل سيد احمد طهرانى قدس سره 


شرح حال آيت حق سيد احمد طهرانى  


جمال السالكين آيه الله حاج سيد احمد طهرانى كربلائى از بزرگان فقه و فلسفه و عرفان است كه

در وادى سير و سلوك گام نهاده و به قله كمال بار يافته است . (او پس از رحلت حضرت آيه الله العظمى

 آخوند مولى حسين قلى همدانى - رضوان الله عليه - در نجف اشرف ، با عديل و همرديف خود،

مرحوم حاج شيخ محمد بهارى ، در ميان سيصد تن از شاگردان آن مرحوم ، از مبرزترين شاگردان ،

 و از اساتيد وحيد عرفان و سير و سلوك بوده اند، و پس از مهاجرت آيه الله بهارى به همدان ،

يگانه عالم اخلاق و مربى نفوس و راهنماى طالبان حقيقت در طى راه مقصود، و ورود در سبل سلام ،

 و ارائه طريق لقاى حضرت احديت ، و سير در معارج و مدارج كمال نفس انسانى ، و ايصال به

 كعبه مقصود، و حرم معبود بوده است .) (79)
علامه طباطبائى درباره ايشان مى نويسد:
(مرحوم سيد اصلا اصفهانى بوده ، ولى نشو و نماى وى در كربلاى معلى بوده و بعد از ادارك و رشد

به تحصيل ادبيات پرداخته و چنانچه از انواع مراسلاتى كه به شاگردان و ارادت كيشان خويش

 نگاشته پيداست قلمى شيوا و بيانى معجزه آسا داشته ، پس از تكميل ادبيات وارد علوم دينيه

 گرديد و سرانجام به حوزه درس مرحوم آخوند ملا كاظم خراسانى -رضوان الله عليه - ملحق شده و

 دوره تعلم علوم ظاهرى را در تحت تربيت ايشان انجام داده ، و اخيرا در بوته تربيت و تهذيب

 مرحوم آيه الحق و استاد وقت ، شيخ بزرگوار، آخوند ملاحسين قلى همدانى

- قدس سره العزيز

- قرار گرفته و ساليان دراز در ملازمت مرحوم آخوند بوده ، و از همگنان گوى سبقت ربوده و بالاخره در صف

 اول و طبقه نخستين تلامذه و تربيت يافتگان ايشان مستقر گرديد، در علوم ظاهرى و باطنى

 مكانى مكين و مقامى امين اشغال نمود، و بعد از درگذشت مرحوم آخوند، در عتبه مقدس ‍

 نجف اشرف اقامت گزيده و به درس فقه اشتغال ورزيده و در معارف الهيه وتربيت و تكميل مردم ،

 يد بيضا نشان مى داد. جمعى كثير از بزرگان و وارستگان به يمن تربيت و تكميل آن بزرگوار، قدم

 د ردائره كمال گذاشته ، پشت پاى به بساط طبيعت زده و از مكان دارالخلد و محرمان حريم قرب شدند

 كه از آن جمله است ، سيد اجل ، آيت حق و نادره دهر، عالم عابد، فقيه محدث ، شاعر مفلق

، سيد العلماء الربانيين مرحوم حاج ميرزا على قاضى طباطبائى تبريزى (1285 ه‍ق - 1366 ه‍ق )

كه در معارف الهيه و فقه و حديث و اخلاق استاد اين ناجيز مى باشد - رفع الله در جاته الساميه

و افاض علينا من بركاته - سيد بزرگوار صاحب ترجمه در سال 1330 ه‍ق در عتبه مقدس نجف

زندگى مستعار را بدرود گفت ، و روان پاكش به عالم بالا پرواز كرد. رحمه الله عليه (80

+ نوشته شـــده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعــت16:2 تــوسط رضوان |
رسول ترک

رسول ترک به قول خودش رسول سگ  کیست ؟

یک لاط عرق خور  با چند نو چه  قدر و ترسناک  در خیا بانهای تهران

 سال 1312

 اما امام حسین ع لحظه مرگش سراغش میاد

 زینب س میگه بدن خودمو نه

تا خر بخون فیلمش هم بازار هست ببینید .

 سید ذاکر مداح معروف وصیت کرد بدنشو کنار قبر

 رسول ترک دفن کنند چرا ؟

 

 رسول   وقتی اراده می کرد با نو چه هاش  میوه های میوه فروش را بر دارد و بخورد میوه فروش جیکش در نمی امد

 با نو چه هاش می خورد و یکی دو تا هم می برد

 دور هم تا نیمه های شد شراب می خوردنمد با نو چه هاش و می رقصیدند

  یه شب از شبهای محرم صدای نوحه خوانی هایی که از مسجد محل می شنید انو متمایل کرد تا اخر ماه محرم دیگه خلاف نکنه وضو گرفت و دهنشو شست و اراده کرد به مسجد برای روضه امام حسین برود سر راهش نو چه هاش امدند شراب اوردن گفتن خوش بگذریم  اما او شیشه را گرفت  و زد زمین گفت دارم میرم مسجد تا شام غریبان دیگه این کارها تعطیل هرکس هم میخاد از نو چه های من با من بیاد بره دهنشو بشوره وضو بگیره بیاد و خودش همچنین کرد ولی  دم در مسجد هیئتی ها که می دانستند اون عرق خور است راه ندادن به مسجد رسول کمی در گیر شد و پرچم حسینو تکون داد گفت ببین  راهم ندادی ها من امدم راهم ندادی چرا ؟ و با نو چه هاش برگشت رفت توی اتاقش گریه و زاری و با حسین گله ها کرد  که چرا چنین ابوی من رفت جلو نوچه هام ضایع شدم و …

 

 صبح  مسئول مسجد امد در خو نه رسول را زد تا باز کرد رسول دید اونه در را بست گفت دیشب راهم ندادی حالا امدی چی میگی با اصرار زیاد در را باز کرد گفت یه خواب دیدم که نمیخام بگم فقط بیا از امشب بیا مسجد مراسم عزاداری بیا  ولی رسول وادارش کرد باید بگی چی خواب دیدی . 

 مجبورا گفت گفت دیدم خیمه های حسین بر پاست خواستم برم دیدم یه سگی  دم در خیمه ایستاده و نمی گذارد به  به خیمه وارد شوم وقتینگاه کردم دیدم سگ چهره اش تو بودی بدنش سگ بود .

 رسول شروع کرد به گریه و گفت حسین جان  منو بلخره به سگی خیمه های حسینی ات پذیرفتی ممنونتم و از فردا امد شد بچه هیئتی و نوکر هیئت حسینی و  مدام در مراسمات اهل بیت خادمی می کرد و اسم خودشو ذاشت رسول سگ .

 تو به واقعی کرد اخر منبر ها گاهی حرفهایی سوز ناک میزد و همه را می گریاند  .

 همیشه دعا می کرد مرگمو مبارک کن  ازش ÷رسیدن یعنی چه میگفت یعنی قبل از انکه مامور مرگ بیاد دنبالت اول اربابتو ببینی بعد بمیری .

 

 همیشه در مسا جد تیکه تیکه  نماز می خواند دو رکعت میخواند جایش را عوض می کرد مردم و جوانان تعجب می کردن و می خندیدن تا اینکه روحانی علتشو پرسید گفت مگه نه اینکه روز قیامت زمین شهادت  می دهد گناه کردیم می خواهم زمینهاییکه شهادت دادن عرق خوردم و گناه کردم این زمینها هم شهادت دهند روی انها  نماز خوندم .

  بیست  سال  بعد و تو به هاش و ماجرا ی مختلفی که  داشت  بلخره  به دوستانش گفت فلان روز  بعد نماز صبح می میرم  . و همان طور اتفاق افتاد ولی قبل از مرگش همیشه صدا  میکرد میشه اربابمو دم مرگ بینم  ایا رسول سگ را میشود ببیند ؟ دوستش میگه بهش گفتم ببینم این همه تو به و نوکری مساجد بلخره اقا  رو می بینی و خلاصه همان دوستش میگه لحظه مرگش من بالا سرش بودم . دیدم در حالی که حالش بد بود یک دفعه  نیمه حرکت کرد با گریه و تحول عجیب روحی فریاد زد به لهجه ترکی گفت اقام گلده اقام گلده  یعنی اقایم امد اقایم امد  و با دیدن حسین ع  این توبه کار   از دیا رفت در ضمن همه حق الناس را به مردم بر رداند   حتی میوه فروشهای محل که میوه هاشونو  به زور می خورد  همه مردم اونو به خاطر هیئتی شدنش و تو به اش بخشیدند .

 و جالب است یکی از دوستان قدیمی اش که میگه من کدورتی از او داشتم نمی دونستم شب قبل مرده ولی خواب دیدم که رسول مرده و تشیع جنازه بسیار   بزرگی براش بپا شده  .  جلو جنازه فقط یه خانم گرفته تشیع جنازه میکنه  گفتمش خانم ممکنه اذیت بشید بین  این همه اقا شما چرا اینجا امدید بروید  و لی دیدم خانم به من گفت نمی دانی کیستم من زینبم این هم بدن خود مو نه خودمونم باید تحویلش بدهیم  و از خواب بیدار شدم دنبال رسول گشتم گفتن فوت کرده ولی مردم اهالی  بردنش به قم در رو به روی حرم حضرت معصومه قبرستان نو دفنش کردن تشیع جنازه اش بسیار با  شکوه و پر جمعیت هم بود  و   جالب اینجاست که    سید ذاکر مداح معروف وصیت کرد جنازشو کنار  رسول ترک دفن کنند  و علت اینکه سید زاکر قلاده  سگ گردنش می انداخت و اناا لکلب  رقیه  می خواند سید ذاکر هم دوست داشت مثل رسول ترک که خودش به خواط اینکه سگ دور خیمه حسین خوابش دیدن میگفت  رسول سگ  . خدا رحمتشون کنه الان اگر قم رفتید قبرستان نو هم رسول ترک هم سید زاکر معرف است کنار همند زیارت کنید و چقدر هم شلوغه قبرش  حتی زائران خارجی حرم معصومه ع میان به زیارت قبر رسول و سید ذاکر می روند  . در همان نزدیکی ها هم مرقد مطهر کربلایی کاظم معجزه قرن  دفن شده که امام زمان به دست کشیدن به روی سینه اش  کربلایی کاظم حافظ کل  قران می شود با انکه روز نا مه لاد نبود بخونه بی سواد بود .

 وقتی ایت الله حرف واو را یکی به نیت واو سوره والعص و یک واو به نیت واو فارسی براش نوشت گفت بگو کدام از قران است کاظم نشون داد گفت این واوا  قران است گفت مثل هم است دو تا واو چطوری فهمیدی گفت مگر نمی بینی این یکی نو ر دارد این نو ر ندارد  .

 بار ها علما عربی را با قران قاطی کردن نشونش دادن تشخیص اد گفت اینجا تا اینجا نور می دهد قران است  بقیه عربی های که قران نیست .

 این نشون میدهد که چقدر جمله الاعمال بالنیات درست است نیت در رفتار و نوشتار و گفتار ما خیلی اثر دارد .

 

………………………………….

 

 یه مداح میگفت یه روز رسول ترک بهمنگفت روضه بخون خوندم گریه میکرد تا تموم شد گفت دو باره بخون دیوانه وار منو مجبور میکرد فقط بخونم اخر بهش گفتم هرچه فارسی بلد بودم خوندم دیگه تموم شد  بقیه ترکی است مردم نمی فهمند گفت بخون ترکی بخون ان بی بی رو ببین دم در نشسته گوش میده بی بی هم ترکی بلده هم فارسی  برای اون بخون نه مردم  ُ بخون و این باعث میشه مردم بیشتر گریه میکنند  

.......................................................................................................

   موعظه 22: محب خدا
ای بی خبر !
بى خبر از حال محبين .اى بدبخت بى اطلاع از دل محبين و آتش قلب آنها. اى بى نواى غافل از سوز

مخلصين و نور اعمال آنها. تو گمان كردى آنها هم اعمالشان مثل من و تو است . تو خيال ميكنى كه

امتياز نماز حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام با ما اين است كه مد(ولاالضالين ) را طولانى تر مى كند؟

يا قرائتش صحيح تر است ؟ يا طول سجود و ركوع و اذكار و اورادش ‍ بيشتر است ؟ و يا امتياز آن بزرگوار

به اين است كه شبى چند صد ركعت نماز مى خواند؟ يا مناجات سيدالساجدين عليه السلام هم مثل

 مناجات من و تو است ؟ او هم براى حورالعين و گلابى و انار اين قدر ناله و سوز و گذار داشت ؟ به خودشان قسم است و انه لقسم عظيم (35) كه اگر پشت به پشت يكديگر دهند و بخواهند يك (لااله

الاالله ) اميرالمؤ منين را بگويند ، نمى توانند. خاك بر فرق من با اين معرفت به مقام ولايت على عليه

السلام به مقام على بن ابيطالب قسم كه اگر ملائكه مقربين و انبياى مرسلين - غير از رسول خاتم

 كه مولاى على و غير اوست بخواهند يك تكبير او را بگويند، نتوانند. حال قلب آن ها را جز خود آنها

نمى داند كسى (36).


موعظه 23: خداخواهى زبانى
اى عزيز!
اين قدر لاف خدا مزن ، اين قدر دعوى حب خدا مكن . اى عارف ، اى صوفى ، اى حكيم ، اى مجاهد، اى

مرتاض ، اى فقيه ، اى مؤ من ، اى مقدس ، اى بيچاره هاى گرفتار، اى بدبخت هاى دچار مكائد نفس و

هواى آن ، اى بيچاره هاى گرفتار آمال و امانى حب نفس ! همه بيچاره هستيد. همه از خلوص و

خداخواهى فرسنگ ها دوريد. اين قدر حسن ظن به خود نداشته باشيد اين قدر عشوه و تدلل (37)

نكنيد.از قلوب خود بپرسيد ببينيد كه خدا را مى جويد يا خودخواه است ؟ اين قدر به عمل باليدن چه

معنى دارد...؟ آيا شما مسلميد و از شرك خالصيد؟ آيا نماز و عبادت و محيا و ممات شما براى خدا است

؟آيا خجالت ندارد در نماز مى گويى الحمدلله رب العاليمن ؟ آيا شما جميع محامد(38) را از حق مى دانيد

، يا اين كه براى بندگان ، بلكه براى دشمان او محمده (39) ثابت مى كنيد؟آيا دروغ نيست قول تو كه مى

گويى (رب العالمين ) با اين كه ربوبيت را در همين عالم براى غير ثابت مى كنى ؟آيا توبه ندارد؟ خجلت

ندارد(كه مى گويى ) اياك نعبد و اياك نستعين ؟آيا تو عبادت خدا مى كنى يا عبادت بطن و فرج خود؟(40)

آيا تو خداخواهى يا حورالعين خواه ؟ آيا تو استعانت از خدا فقط مى طلبى ، يا در كارها، چيزى كه در نظر

 نيست ، خدا (است )؟... براى برادر در مكائد نفس و شيطان دقيق شو. بدان كه نمى گذارند، وبيچاره

يك عمل خالصى بكنى ، و همين اعمال غير خالصانه را كه خداوند به فضلش از تو قبول كرده ، نمى

گذارند، به سرمنزل برسانى (41

 با  تشکر از برادر کاظمی که کتوبی را برام ایمیل نمو دند و این  موعظه ها 

 از ان کتب و از امام راحل است تشکر اخر هر اپم سعی خواهم کرد

قسمتی را بگذارم اینجا

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعــت10:18 تــوسط رضوان |
شهادت مظلوم عالم علم تسلیت
شهادت رئیس مذهب شیعه جعفری امام صادق علیه السلام تسلیت باد
( کپی از وب احمدی نزاد مرد خدا یا خادم ملت )
موضوع: مناسبات مذهبی و ملی
یکشنبه یازدهم مهر 1389 20:26

آخرين سخن 
تا چشم ام حميده، مادر امام كاظم علیه السلام، به ابوبصير كه براى تسليت گفتن به مناسبت وفات شوهر بزرگوارش امام صادق علیه السلام  آمده بود افتاد اشكهايش جارى شد . ابوبصير نيز لختى گريست. همين كه گریه- ام حميده تمام شد، ايستاد و به ابوبصير گفت: « تو در ساعت احتضار امام حاضر نبودى، قضيه عجيبى اتفاق افتاد.»


ابوبصير پرسيد: «چه قضيه اى ؟» گفت: «لحظات آخر زندگى امام بود، امام دقايق آخر عمر خود را طى مى كرد. پلكها روى هم افتاده بود . ناگهان امام علیه السلام پلكها را از روى هم برداشت ، و فرمود : « همين الان جميع افراد خويشاوندان و دوستان مرا حاضر كنید»
حتماً مطلب عجيب و مهمی است که در اين وقت امام علیه السلام این چنین دستورى را  داده بود. ما هم همت كرديم و همه را جمع كرديم . كسى از خويشان و نزديكان امام علیه السلام باقى نمانده بود  كه آنجا حاضر نشده باشد. همه منتظر و آماده كه امام علیه السلام در اين لحظه حساس، مى خواهد چه بكند و چه بگويد و این مطلب مهم و عجیب چیست؟
امام علیه السلام ، همينكه همه را حاضر ديد، جمعيت را مخاطب قرار داده فرمود :

( شفاعت ما اهل بیت هرگز نصيب كسانى كه نماز را سبك مى شمارند نخواهد شد.)

بحار الانوار جلد 11 صفحه 105

و شیخ عارف آیت الله بهجت(ره) چه زیبا می فرماید:

نماز در بين افراد چقدر تفاوت دارد!!! همين امور ساده و آشكار مثل نماز، بعضى را به سماوات مى رساند و براى عده اى هيچ خبرى نيست،براى بعضى اعلى عليين است، و براى بعضى هيچ معلوم نيست كه آيا اين معجون شور است و يا شيرين.

+ نوشته شـــده در یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعــت23:13 تــوسط رضوان |
شهرام یه بازی نیست ؟

شهرام امیری

شهرام امیری 

به گزارش پیمانه به نقل از واحد مرکزی خبر، شهرام امیری در فرودگاه امام خمینی در جمع خبرنگاران با تشریح چگونگی ربوده شدنش در شهر مدینه با همکاری اطلاعاتی سازمان های امنیتی امریکا و عربستان ، افزود : مدتی که در امریکا بودم تحت بازجویی های پیوسته سرویس های امنیتی این کشور قرار داشتم و از من می خواستند که اعلام کنم به خواست خود و با یک لپ تاپ که حاوی اسرار مهمی است به امریکا پناهنده شده ام

................................................................................................................................

 اینجانب مدیر وب معتقدم  این موضوع بو دار است حسابی   هم بودار ست

 نمی دونم توانایی اطلاعات ایران را در این امر باور کنم و نگم یک بازی است که صداش اینده در میاد .

 یا اینکه نا توانایی اطلاعات ایران را در موضوع گم شدن  همشهری ام قاسم برغمدی فرزند حسن  که   به طور مرموزی ربوده می شود  ۱۹ خرداد  ۸۰  و اطلاعات رفتار های مشکو کی در موضوع داشته و هنوز حتی جنازه اش را هم نیافته در حالی که خبر  دهنده از عمق زندانها  که اطلاعاتی است قبل از  اعلام خبر کشته می شود . و........ مو ضوعش هم  خرید زمینهایی  ست که دست داماد کروبی در میان بود ه بعدا می نویسم .........

 مادر این فرد در حال مردن از فراغ فرزند است اگر اطلاعات ایران اینقدر توانمند اس یه خبری از قاسم برغمدی بدهد چرا  همه میترسند و میترسانند  ؟ در حالی  که او خیاط بود و سیاسی هم نبود زمان خاتمی اینجور او ضاع هم قاطی نبود چی شده . از دو حال خارج نیست پس باید ماجرای شهرام یه بازی باشد  و مشکوک   یا  اگر راست است این همه توانمندی ایران  و این مادر از فرزندش خبردار نمی شود  انهم داخل ایران  یا اینکه مفقودی اش  اطلاعات  زورش نمیرسه یه گم شده را  داخل ایران پیدا کنه  چطوری داخل  امریکا چنان مهارتی در فراری دادن شهرام داره

 یک تو طئه است شما چی می گویید ؟

+ نوشته شـــده در جمعه نهم مهر 1389ساعــت21:58 تــوسط رضوان |
معلم مربع

معلم مربع

اغاز سال تحصیلی بهانه ای  شد مطلب روز معلمو دوباره بگذارم

مهر  امد مهربانی زنده شد

یادتان باشد بهاری زنده شد

مهر امد تا زبان گویا شود

 مهر امد  تا که گلها وا شود

...........................................

 

مهر        یعنی سوختن معنا شدن

 مهر        یعنی ساختن انسان شدن

مهر           یعنی بذر دانش کاشتن

 مثل       شمعی خویش را اراستن

 

 

 مربع معلم  

 معلم       مادر     طلبه       تلوزیون   

 

 

  معلم  4 حرف داره منم یک مربع توی ذهنمه ان مربع  را معلم میبینم من معلم

را مربع شکل میبینم حیف بلد نیستم یک مربع بکشم اینجا که در هر زاویه اش زاویه

ای از لغت معلم را بزارم که مکمل ان مربع فرهنگی است ای معلم مربع روزت مبارک 

 مربعی که دو زاو ات دو میم است و دو زاویه دیگرت دو  تا حرف ت  دو نو ع  ت و ط  

تصور کن مربعی اینجوری یگ گوشه  م یعنی معلم یک گوشه اش م یعنی مادر یک

گو شه اش ط یعنی طلبه و یک گو شه ات ت یعنی تلوزیون  و همه میشوید  والدین

فرهنگی جا معه 4 تا میشوید دو تا انهم والدین ما مان با با  والدین فرهنگی

روزتان مبارک امروز روز مادر پدر با همه امروز روز یک مربع فرهنگی است پس روزتان

 مبارک معلم مربع یا  مربع معلم  چهار حرف در لغت  معلم هم با  چهار زاویه  درهم

مشترکند   مشترک است

و دو دو تا 4 تا      ُنه کمتر نه بیشتر

کافی است  این چهار معلم  فقط به همه

جا معه یاد دهد دو  دو تا 4 تا همین و بس دیگر همه چی حله

 اگر منطق انسانیت را جامعه یاد گرفت ما 4تا و   یا دو تا  که اصلش بوده شده در همدیگر ضرب دو دو تا 4 تا  شده  یعنی ان  عدد  ۲  که دو والدین باشند باید فقط به اصل دو دو تا 4 تا بیندیشند و بس نمیدونم منظورمو فهموندم یا نه ؟

 فطرت هر انسانی از افریقایی گرفته تا ایرانی و ... همه اگر یاد میگرفتند و قبول

داشتند دو دو تا 4 تا  نه جنگ جهانی اول نه دوم نه غزه نه عراق و ایران نه نه نه

 نه اینا در دنیا نبود تازه مهدیمونم غایب نبود نه ؟ بود یا نبود ؟ توچی فکر
+ نوشته شـــده در پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعــت17:23 تــوسط رضوان |
برای کور ها کار چشمگیر کردن مشکل است

 به محمد رضای محترم  و امثال او وتهرانی ها

 عرض کنم که مشکل احمدی نزاد مشکل پیامبران است

باید برای کور ها کار های چشمگیری کند

 (در ضمن شاید  اشتباه تایپی داشته باشد

 به شدت وقتم که یه بار هم نخوندم ببخشید 

 اخه خیلی وقته اقا محمد رضا منتظر جواب بود )

با تشکر از انتقاد بسیار مفید اقای کاظمی  باید عرض شود

  منظورم همه تهرانی ها نیستند

  فقط بعضی  ها ان دسته که  فقط به فکر شکم

خودشونند و حس انسان دوستی ندارند را منظورم

 است مرفهین بی درد را میگم که درد ندارند لذا

به درد هم نمی خورند و الا اکثریت مردم تهران

بسیار با معرفتند و دلسوز تهران دانشجو بودم

 از بس معرفت بالایی و دلسوزی داشتند دوست

نداشتم درسم تموم بشه شهرمون برگردم 

 با معذرت از خیلی از تهرانی ها فقط مرفهین

بی درد را خطابم است نه دردمندان انسان دو ست

 را.....................................................

 ( تاج زاده اخیرا اعتراف کرده که من در انتخابات

بودم ( مسئول انتخابات کشور زمان خاتمی بود )

 خوب می دانم که تقلب نشده و محا له بدونید ما

باختیم  چند ملیون نمی شود تقلب شود

...............................................................

 چشمهای بینا  حتی نوع امریکایی اش می بیند حقیقت را 

 حتی اگر مثل ان امریکایی که امشب  تلوزیون نشون داد در امریکا به ضد انقلابها  ی طرفدار رجبی  امریکا گفت احمق و بی فکر او دیدنی ها را می بینند  و گرچه امریکایی باشد او  به احمدی خوش امد می گوید و دفاع می کند و به پلیس هم می گوید  دستگیرم کنید اما ضد انقلابهارا ببینید  را ببینید چه احمقند .  می گویند مرگ بر احمدی

..............................................

 انها عکس مسعود رجبی را که هر روز حکم طلاق یک  یک زن از یارانش  می دهد و  برای خود عقد

می گوید باید در اتقاق خوابشان باشم اما شما سکوت کنید تا اخر انقلابی بودنتو نو و وفا تو نو به سازمان نشون بدهید و این امر را مقدسترین مسئله سازمان می نمایاند ( به گفته یک فراری از پادگان اشرف ) انها عکس رجبی. را بدستشان گرفته اند  و مرگ بر احمدی می گفتند .

 و اما  به شما امثال محمد ضا  که میگویی احمدی کاری نکرده وخاتمی در سازمان ملل بهتر از ایران دفاع کرد  ه تو صیه می کنم .

 لطفا گوش کن  اولا اینکه جنگ در عراق و افغانستان نتیجه گفتگوی تمدنهای خاتمی بود  را میگی بهتر بوده  یا اینکه در سازمان ملل خاتمی می گوید ابراهام لیکلن رئیس جمهور امریکا اولین شهید راه ازادی معرفی می کند خوب بود ؟

 یا اینکه به کوفی عنان  ریاست سابق سازمان ملل   و نخست وزیر سابق ایتالیا

 را  نفری یک ملیارد تو مان در  دوره ریاست جمهوری احمدی  به ایران دعوت می کند از طرف بنیاد باران و حق من و تو را  به ان مهره های سو خته که به درد وطن خودشان هم نمی خورد می اورد ایران  که گفتگوی تمدنها را حلسه  بگیرد و انها خو ردند و بر دند و به خاتمی هم خندیدند که اسلحه گذاشتن بر زمین  فقط برای ایران تو صیه شد  نه برای چند کشور و امریکا که اسلحه بر داشنتد ایران را محاصره کر دند و افغان و عراق را میدان جنگ مردند تف به این حماقت  شما محمد رضا به این ملیاردی تو شکم کوفی عنان ها ریختن اعتراض کن ( نشریه پرتو سخن  را و کیهان را بخون )

................................................

 

 چند تو صیه  اولا حدس می زنم باید تهرانی باشی بیشترین مخالفان احمدی تهرانی ها هستند  انهم  تهرانی هایی از نو ع مرفهین بی درد بی عدالت بی انصاف  که دوست دارند هرچه تصمیم عمرانی و اعطائ وامهای کلان ریاست جهور ها فقط برای تهرانی ها باشد ما شهر ستانی ها و رو ستایی ها هم  به گو رستان بریم  و ایرانی محسوب نمی شویم به جز زمان رای گیری  فقط رای ما برای ریاست جمهور ها باشد و بس

  طبق تازه ترین جزئیات مطالبات با نکها در 30 استان کشور  تهرانی

 ها بیش از 126هزار ملیارد تومان می  به نانکها می باشد بهگزارش

 خبر گزاری فارس بیش از 54 درصد مطالبات بانکها متعلق به

استان تهران  مانده تسهیلات اعطایی بانکها در استان تهران 

 126 هزار و 286ملیارد تومان است  که تهران مقام اول در

کشور را دارد  بعد از ان اصفهان مازنداران خراسان رضوی

 فارس خوزستان  اذربایجان شرقی گیلان

کرمان  اذربایجان غربی به ترتیب در رتبه های دوم تا دهم قرار دارد

 و بقیه استانها  تا کهکیلو یه و بویر احمد و مناطق محروم  رتبه 11

 تا سی ام دارد که در روز نامه کیهان نام برده بخوانید 

 . خوب معلوم است که سالها تهرانی ها حق ما مردم شهر ستانی یا محرومین را خورده اند حا لا زرورشان می اید احمدی  بودجه ها و وامهای بانکی را به محرومین بدهد  اگر او شعار عدالت را داد در حال عمل کردن به عدالت است که داد و فریاد  سرما داران گردن کلفت تهرانی یا  کلانشهر ها باید در بیاید و باید هم بچسبند به رای دادن به مو سوی باید هم به هر رای ده هزار تومان بدهند .  مادری به خاطر اینکه پدرم روحانی است از او سوال کرده در ستاد موسوی  نفری ده هزار تومان به جوا نان مخصو صا رای اولی ها داده اند که به مو سوی رای دهد بچه من هم گرفته و خرج کرده هرچه بهش گفتیم بیا به احمدی رای بده گفت نه پو لشو نو گرفتم خوردم اگر به مو سوی رای ندهم شرعا ایراد دارد و حرام خوردم . نمی توانم پس بدهم.  خوب اینجوری عوام را فریب دادند و خریدند رای ها را دویست ملیارد تومان فائزه هاشمی فقط مانتوی سبز به ستاد ها دادند خوب این خر پو لها ایا درخت پول دارند ؟ میوه  میدهد ؟ تسهیلاتی که باید زمان خاتمی برای جوا نان برای ازدواج بدهند را  به سر ما یه دار ها دادند  زمان خاتمی چندین عروس و داماد فامیل ما بعد از یک سال نو بت گذاشتن  سند های ازدواج برای وام اخرش گفتند بود جه نیست ندادند کجا رفت ؟ خاتمی کسی بود که به نام جوا نان شعار داد رای اورد . استحمار(خرکردن ) کردن شاخ و دم ندارد ؟   خاتمی فکر کرده  دیگر بعد از رای اوردن  بچسبد به صندلی اش در تهران  و به گزارشهای کاغذی رسیده از شهر ها فقط نگاهی بندازد ایا صلاح بود حرفی بزند  و خودش  از نزدیک درد ها را نبیند ؟

به احمدی هم پیشنهاد  دادند که زیاد به دهاتی و محرومین که چیزی نمی فهمند نچسبد  به فکر رای اوردن دور بعد هم باشد ( دور اول بهش گفتن) تهران و شهر های بزرگ را سعی کن رسیدگی کنی  حتی ترساندنش که نکنی انها ادمهای پر سرو صدا خواهند داشت  چنین و چنان می کنند  و احمدی جواب داد مگر فقط  رئیس جمهور تهران است یا همه ایران مگر فقط تهرانی به من رای داده یا همه ایران و احساس وظیفه کرد از اتاقهای سلطنتی و شیشه ای خود و مسئولین را بیرون ببرد از نزدیک بنگرد و بودجه ها را تقسیم کند . و از این سفر های ایشان مشت نمونه خروار را از شهر خودم می گویم  فقط دو ملیارد و دویست ملیون تومان  خرید  دستگاه ام ار ای برای شهرمان شد  که قبلا ما برای یه عکس ام ار آی  باید به مرکز استان مشهد می رفتیم مسافر خانه میگرفتیم از کار چند روز می افتادیم تازه نو بت عکس می گرفتیم  تا ان وقت بیمارمان فوت می کرد

 اما با یک سفر احمدی و ابتکار جالبش که تحویل بودجه ها به استانداری ها برای هر استان این مشکلات ما را حل کرد حا لا   ساخت بیمارستان بیماران خاص که قبلا باید تهران می رفتند  ولی مجوز به سبزوار داده شد و در حال ساخت است بماند و ... صدها مورد دیگر مشت نمو نه خر وار ساخت مدارس جدید و .. انها هم دیگر نمی گویم پروژه  هایی که 16 و 17 سال مانده بود زمان خاتمی  و احمدی نیمه تمام  ها را تمام کرد بماند و ..  کمی امار ها را  اگر دروغ می پندارید  چون خودتان دوغگو یید چشمتان را باز کنید پس ببنید مثل  دانشجو حسن سالاری  بعد حرف بزنید . 

 برو به وبلاگ اشک اتش تاریخ  سه شنبه 10/ 9 / 88 

 برگی برای تاریخ را بخون بیا نظرتو بگو

 دانشجویی به نام حسن سالاری همشهری ام اما در  ستاد

 کروبی افکارش مثل تو که احمدی کاری نکرده و ...

 در اعتراض به وزیر که در دانشگاهشون تهران می گوید  شما رای تهرانی هارا فقط می بینید موسوی و شهر هم تبلیغاتش در و دیوارش موسوی است اینو می بینید اما در شهر و رو ستا های کو چک همه احمدی را نشان می دهد چون انها کار های احمدی را لمس کرده اند  حسن سالاری همشهری من مچ وزیر را می گیرد چون گفته بود حاضر است  هزینه اش را بدهد به هر کس که برود به رو ستا ها ی محروم و از نزدیک علت رای به احمدی را ببیند چیست ایا برای انها کار کرده یا نه سالاری داوطلب شده و وزیر هم هزینه را داده ولی با تعجب فرا وان در مصا حبه هایش با رو ستاییان به مردی بر خورد می کند کهمی گو ید حاضرم  فرزندم را قربانی احمدی نزاد کنم و دلایلشو با چشماش در کمکهای عمرانی به محرو مان می بیند و این دانشجو می گو ید رفتم به قصد مچ گیری احمدی که  ثابت کنم هیچ کار در 4 سال نکرده  اما  دیدم که انصا فا  صدا و سیما در عدم انعکاس کار هایی زیاد احمدی برای محرو مین  بسیار کو تاهی و ظلم نموده .  محکوم شده این داشجو از تحقیق برگشت .

  اقای محمد رضا  خودم در  مسجدی در جنوب شهر  سبزوار رفتم برای تبلیغ برای احمدی  بعد از سخنرانی ام یک  پیر مرد ی امد جلوم گفت خانم غصه نخور   حتما به احمدی رای می دهیم بیا ببین رو ستای ما را تا دیروز با گو سنفدنمان  یه جا می خوابیدیم اما حا لا با کمکهای  احمدی وامهای او به رو ستاییان  کاخ برای خودمان در رو ستا ها ساختیم  به جان بچم عین سخنانی بود که از پیر مرد کشاور ز شنیدم .

 

به سی دی اقای دکتر عباسی در زمان خاتمی به نام گفتگوی تمدنهای خاتمی گوش کن

 خاتمی وقتی می رفت در سازمان ملل فریاد گذاشتن سلاح بر زمین را می زد و دم از گفتگوی تمدنها  شما جواب بده در زمان خاتمی و گفتگوی تمدنها چرا  امریکا حرف خاتمی را شلغمم حساب نکرد بلکه  از  دهها کشور  نیرو اورد و اطراف ایران را محاصره کرد  اقا محمد رضا جواب بده تاریخ حمله امریکا به افغانستان و عراق کی بو.د ؟  درست زمانی که  خود امریکایی ها و اسرائیلی ها جایزه گفتگوی تمدنها را به خاتمی دادند و بنیاد باران را هم با ملیارد ها تومان بودجه  تاسیس کرده بودند به نام صلح جهانی و گفتگوی تمدنها ایا برای اینکه خاتمی ضایع شده بود خاتمی اعتراضی کوچک به امریکا کرد بگه حد اقل به احترام حرفهای بنده و تشو یقهای خودتو ن  در دوره ریاست جمهوری من اطراف ایران را افغان و عراق را میدان جنگ نکنید ؟ ایا دشمن را خاتمی به ما نخندوند  ؟ حتما به حماقت خاتمی دشمن خندید   از انجایی که خاتمی اعتراض نکرد به جنگ افروزی امریکا  باید باور کرد منظور خاتمی این بود که ایرانی ها فقط اسلحه را بر زمین بگذارند اما انها بر دارند

 در همان زمان به عربستان امریکا دستو ر داد اموزش و پرورش عربستان ایات جهاد را  از کتابهای درسی حذف کند .

  در همان زمان صدامی را که خودش علم کرده بود را با اسلحه زیر پایش گذاشت و حضور صد و پنجاه هزار نظامی در عراق و هزاران در افغان یاد گار بنیاد باران دوره خاتمی و گفتگوی تمدنها ست خاتمی برای خودش حرف زد خود گوید و خود خندد  کی عمل کرد ؟ کی صلاح را بر زمین گذاشت ؟

 

  در زمان خاتمی خود اسرائیلی ها  گفتند انرژی هسته ای ایران چند قدم به تعطیلی نزدیک شده است 

 در اواخر سالهای ریاست جمهوری هاشمی  انرژی هسته ای ما به اخرین مرحله یعنی کیک زرد رسید ه بود اماده بهره بر داری اما هی که امریکا مثل سگ پارس می کرد دست نگهدار خاتمی میگفت چشم و از تهدید به شورای امنیت انها می ترسید تا جایی رسید که اواخر رهبر عزیز فرموده بود اگر بیشتر از این پلومپ کار خانه های انرژی هسته ای ادامه داشته باشه خودم می ایم  پلمپشو باز می کنم که  خدا رو شکر احمدی نزاد شجاع امد و جا نا نه  راه اندازی کرد جالب است گفت امریکا پیام داد دو سال صبر کن گفتیم نه اگر به حرف شما گوش کنیم شاید تا سه هزار سال دیگه هم شما اجازه ندادید ما دو هزار صفحه گزارش کتبی و با مدرک به ا

زانس ارسال کردیم البراده ای هم اعتراف کرده که هیچ علامتی از ساخت بمب هسته ای یا استفاده  به ان منظور وجود ندارد و کار ما زیر نظر دهها دوربین عملی شماست ازانس  حضور فیزیکی در اماکن مربو طه دارد دیگر چقدر باید صبر کنیم و مدرک ارائه بدهیم ؟ بعد امریکایی ها  امد به یه سال و هی پایینتر امد به 6 ماه رسید بازم گفتیم خیر چنان التماس افتاد که رسید به حد اقل گفت چند هفته صبر کنید ولی ما گفتیم  خیر و شروع کردیم خوب چه شد ؟ به شورای امنیت بر دند انجا اکثریت رای دادند به نفع ایران و بعضی کشور ها رای ممتنع دادند و باز ایران سر فراز شد یعنی خاتمی به خاطر ترس از یک احتمال سالها به حق مسلم مردم با بز دلی اش خیانت نمود و سالها ما یه عقب ماندگی ایران شد خدا می داند اگر احمدی نزاد هم نمی امد تا کی قرار بود درش تخته باشه .

 

 امشب تلوزیون  امریکا را نشان داد ضد انقلابها با عکس رجوی مرگ بر احمدی نزاد می گفتند یه امریکایی جلو شان ایستاد  گفت من یهودی هستم اما شما چرا مرگ بر هیتلر نمی گو یید چه تابلو های احمقا نه ای دستتان گرفتید ؟ احمدی نزاد خوش امد   و ..  گفت شما فکر تان را به کار بندازید واقعا اینجا بود که باید گفت  خجالت دارد یه امریکایی  بهتر درک کرده که  احمدی نزاد صلح طلبه و امریکا هیتلر

 اقای محمد رضا جواب شما همان گزارش امشب و امریکایی به شماست پر فسور مو لانا  ساکن امریکاست مصو نیت در  امریکا هم دارد استاد دانشگاه انجاست ولی ایرانی است گفت با امدن احمدی  ایران در دنیا در خاور میا نه به یک ابر قدرت تبدیل می شود  .

 اخبار را گوش کردید که حرفهای ریاست جمهور تر کیه را در مقابل تحریمها گفت

 من سعی دارم در سه سال اخیر ارتباطات اقتصادی  با ایران را به 5 برابر برسانم و الان امار خودشان نشان داده که نفر ششم جهان در جلب سر ما یه های خارجی شدیم و خودشان اعتراف کردند نتو انستیم جلو شر کتهای خصو صی که با ایران قرداد اقتصادی می بندند را بگیریم کشور ها و شر کتها وقتی می بینند

 کشوری با این قدرت قوی و استقلال قوی در جهان است  با اطمینان خاطر بیشتری با ما قرداد اقتصادی و خرید و فروش می بندن  در دوره اول که احمدی امد صلابت او را در جهان دیدند که 

 چهار برا بر سر ما یه گذاری در ایران تو سط خارجی ها شد .

 الان در مرزگیلان ومازند ران  یه امریکایی و المانی  یک هتل که  ساختشو خودم هر وقت شمال میرم می بینم یه هتل هفت ستاره در جهان سومین هتل جهان است که ساخته بشه روی هتل فرود گاه ساخته میشه برای مسافران خوارجی نکنه تو فکر می کنی سر ما یه گذاری به این بزرگی را غیر کار شنا سانه انجام می دهد هتل عربها را در رامسر تازه ساختند ببینید مشت نمو نه خروار هتلی که الان دارند می سازند زمان احمدی انجام شد

 اگر ایران به جای پیشرفت عقب گرد کند سر مایه گذار ها دیوا نه نیستند که  سر مایه هاشان را خرج در ایران کنند

   مشکل احمدی نزاد مشکل پیامبران است که باید برای کور ها کار های چشمگیری کنند .

 

 تعصب در دشمنی به او چشم انصافتان را کور کرده حد اقل مثل دکتر توکلی باشید که مخا لف احمدی نزاد است اما برای  سخنرانی ها و عملکردهای او در سا زمان ملل گفت کاری کرد که مایه سر بلندی ایران شد .

 به رغم اینکه مخالف احمدی نزاد است .

 در ضمن من شخصا نمی گویم او معصوم است کار شناسانش گاهی شاید درست عمل نکنند  اما میانگین کار هایش  دهها برا بر دو لتهای قبلی مفید بوده و ابادانی برای مملکت داشته در شهر خودم بعد از سفر ایشان کلی ابادانی و حل مشکل داشت

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعــت23:14 تــوسط رضوان |
تلیت برای رحلت عبد العظیم

توصیه های امام رضا به مومنین

(به مناسبت  ایام  رحلت عبد العظیم حسنی ره )

از زائرانش التماس دعا دارم

حضرت عبد العظیم حسنی می گوید : امام رضا(ع) به من فرمودند:

ای عبدالعظیم ،سلام مرا به دوستانم برسان وبه آنان بگو شیطان را بر خویش مسلط نسا زند،

آنها را به راستگویی و اداء امانت و سکوت دعوت کن.

واز دشمنی و مجادله در اموری که برایشان سودی ندارد باز دار

آنان را به دیدار یکدیگر فرمان بده زیرا رفت وآمد آنان با یگدیگر

 مو جب نزدیکی شان به من خواهد شد.

به ایشان بگو از هتک حرمت و بد گویی به یگدیگر بپرهیزند زیرا من بر خود عهد کرده ام که هرکس دوستان مرا اذیت کند از خدا وند بخواهم اورا  در دنیا به شدید ترین عذاب گرفتار کند و در آخرت نیز از زیانکاران باشد.

ای عبد العظیم،به ایشان بگو خداوند نیکو کارانشان را بخشیده و از گناهکاران گذشت کرده مگر کسی که مشرک شده یا دوستان مرا رنجانده و یا علیه آنان قصد سوئی داشته تا توبه نکرده اورا نخواهد بخشید در این صورت روح ایمان از قلبش رخت می بندد وچنین کسی از ولایت من خارج شده و از آن سهمی نخواهد داشت. من از چنین سر نوشتی به خدا پناه می برم . ( وسایل  الشیعه از قول شیخ مفید )

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعــت19:14 تــوسط رضوان |
سخنان اقای بروغنی نماینده محترم ما
بروغنی:موضع احمدی‌نژاد در سازمان ملل همان مواضع اسلام و انقلاب است

 

از سایت خبری سبزوار امروز


 

نماینده مردم سبزوار در مجلس شورای اسلامی گفت: همان‌طور كه مقام معظم رهبری فرمودند امروز در دنیا دو جبهه استكبار و اسلام داریم و مواضع رئیس جمهور نیز در مجمع عمومی سازمان ملل متحد همان مواضع ایران و اسلام است.

علی بروغنی  با بیان اینكه غرب و آمریكا باید بداند كه تحریم و تحدید نسبت به ایران دیگر تأثیرگذار نیست، اظهار داشت: دولت‌های غربی و آمریكا چاره‌ای جز پذیرش ایران به عنوان یك قدرت در منطقه و دنیا ندارد و همان‌طور كه رهبر انقلاب فرموده‌اند پیشرفت غرب نزولی است اما پیشرفت ایران صعودی است.
بروغنی با اشاره به اینكه سخنان احمدی‌نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل برای جهانیان یك پیام داشت و آن‌ نیز این بود كه ایران امروز در دنیا حرفی برای گفتن دارد و آنها باید مواضع خودشان را نسبت به جمهوری اسلامی تغییر دهند، گفت: مواضع جمهوری اسلامی ایران برای جهانیان مشخص است و نیازی به تغییر آن ندارد اما آمریكا و هم‌پیمانانش باید نسبت به تغییر مواضعشان در دنیا كه چیزی جز خونخواری و حمله به مردم مستضعف دنیا نیست، اقدام كنند.
نماینده مردم سبزوار افزود: در كتب و آیین‌ها كشتن یك انسان همانند كشتن تمام انسان‌هاست و هر چیزی كه باعث چنین اقدامی شود از طرف ما محكوم است پیشنهاد رئیس جمهور نیز در مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر اینكه سال 2011 سال خلع سلاح هسته‌ای در دنیاست ریشه در فرهنگ دینی ما دارد.
عضو كمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینكه در چند سال اخیر آمریكا به بهانهۀ ایجاد امنیت در منطقه به عراق و افغانستان لشكركشی كرده است، تأكید كرد: آوردن چنین بهانه‌هایی برای افكار عمومی دنیا دیگر كارساز نیست و مردم دنیا آگاه هستند كه حضور نظامی آمریكا و هم‌پیمانانشان در منطقه به خاطر اعتقادات بربریت و جاهلیت آنهاست و كمك به مردم مستضعف جهان نیست.
وی تصریح كرد: دولتمردان جمهوری اسلامی به‌ دلیل داشتن منطق همه به‌ دنبال گفت‌وگو با آمریكایی كه ادعای برتری در تمدن را دارد بوده‌اند اما آنها به دلیل اینكه بر سیاست‌های غلط خود واقف هستند هیچ‌گاه برای مذاكره حاضر نمی‌شوند.

منتشر شده در تاریخ ۱۳۸۹ شنبه ۳ مهر
+ نوشته شـــده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعــت14:40 تــوسط رضوان |
مقاله یوسفها در سایت
دفاع مقدس، عروج یوسف ها و رسالت بنیامین ها

۰با تشکر از سایت خبری سبزوار امروز  که این مقاله حقیر را قابل داستند در سایت استفاده نمایند

 از انجایی که تغییرات  مقا له ام  در ان سایت مذکور برای بنده جالب بود چون  اسم مقاله ام را هم بسیار جالب تغییر دادند 

 لذا عینا از سایت مقاله ام را کپی نمودم  تا از تغییرات جالبش  و ویرایش خوبش

استفاده کنیم . )

 خودمم از  تیتری که حضرات برای مقاله ام انتخاب نمو دند واقعا لذت بردم جدا از اسمی که خودم

گذاشتم قشنگتر است متنش هم   خوب  ویرایش شده  فقط شعر به شکل شعر

اگر بود بهتر بود  حیف شد عوضش فرمودند.

 لا له ها کی گفته  .....  این بیت شعر از  بنده نیست شاعرشم نمیدونم  کیه  

اگر عینا استفاده می شد بهتر بود 

این متن ذیل  متنی است در سایت امده  

/از زحماتشان نهایت تشکر و قدر دانی را دارم وخدا قوت به

نو یسندگان سایت ارزشی  سبزوار امروز   عرض می نمایم

.....................................................................................................

 

گرامی باد ایام عشق بازی یوسفها در محضر معشوقشان خداوند. گرامی باد یاد سالهای حماسه و جانفشانی یوسفان پیر جماران. ولی ایا براستی لاله ها تنها آنانی بودند که به دیدار معبود خویش شتافتند. یکی از همین شهیدان والا مقام چه زیبا در وصیت نامه خویش اینچنین بیان می کند" خداوندا! به اطراف خود می نگرم همه جا شهیدی به من لبخند می زند احساس می کنم به این زمین خاکی تعلق ندارم، ای شهادت! آنقدر با صدای بلند تو را می خوانم که ریشه های وجودم متزلزل شود."

ولی در این میان آنهایی زخمهایی در بدن دارند که یعقوب های زمان را یاد یوسفشان می اندازد؟
معشوق اینان، خداوند، با به یادگار گذاشتن این زخمهای به یادماندنی، نشان بنیامینی را به آنها زده تا همیشه بوی یوسف هایمان را از آنها استشمام کنیم .
باورکنیم که جانبازان ما همان بنیامینها یی اند که بوی یوسف را دارند و هرگاه یعقوبهای زمان دلتنگ یوسف می شد باید بنیامینهای زمان را در آغوش بگیرند و ببویند و ببوسند. امروز فرزندان ایران زمین باید بدانند  و با خود زمزمه کنند حال که ما در میدان عشق بازی نبودیم تا خدا وقتی یوسفها را خریداری کرد ما را هم می خرید، این بنیامین ها یاد آن بازار داغ خریداری یوسفها را در هشت سال بازار مقدس زنده نگه می دارد .
آه چه بازاری را از دست دادیم آه ای یعقوبها؛ ای پدر و مادرشهدا خوشا به حال تان یوسف های شما را خدا انتخاب نمود و در این بازار هشت ساله؛ آنها تو سط معشوقشان؛خدا ؛ انتخاب شد .وچه سعادتی از این بهتر ؟و بالا تر؟!!
و ای جانبازان عزیز! خوشا به حال شما که خدا نشان و مدال منتخب شدنتان را با زخمها یتان بر شما نهاد و این علامت انتخاب شما برای خریداری شدن توسط خداست . پس شما نشان عشق بر بدن دارید . و نشان  بهشت را بر بدن دارید. 
 پس شما نه تنها که بنیامین هایی با بوی یوسفهایمان هستید؛ بلکه زنده ماندن یاد آن بازار هشت ساله فقط و فقط توسط تو میسر خواهد بود و اگر تو نبودی بسیاری از خاطرات آن خریداریهای بین عاشق و معشوق و ان بازار عشق که با رنگ سرخ شقایقها تزئین شده بود را ؛فراموش می کردند .
اگر تو نبودی دیگر یادی هم از آن یوسف ها نبود .
این تو یی که هر وقت سالگرد هشت سال دفاع مقدس یعنی همان هشت سال بازار جذاب و رنگین الهی می شود خاطراتی از فدا کاری ها و اخلاق های ملکوتی یوسف ها را بیان می کنی و به ما جا ماندگان از آن بازار تفهیم می کنی که از انها ایثار فدا کاری و انسانیت و درد مندی در مقابل درد دیگران را ؛یاد بگیریم و در مقابل دردهای جامعه و دردهای مردممان بی تفاوت نمانیم .
تو با بیان ویژگیهای زیبای اخلاقی شهدا به ما می آموزی که.باید این بی تفاوتی و بی وجدانی ها را برخیزی و براندازی وتحولی بپا کنی چه با قلم و چه با قدم باید روحیه یوسف ها را به جامعه برگردانی .
بنیامین عزیز! تو باید با یاد آوری مکرر اخلاقهای انسانی برادرت مارا به یاد انسانیت فراموش شده بیندازی و  تحرکی بر دل های قفل شده امروزیان بزنی و خطر روزمرگی را که خدا فراموشی به همراه دارد را گوش زدمان کنی .
تو نباید وظیفه ات را فراموش کنی تو مکرر ما را به یاد یوسف ها بینداز و بگو که آنها چگونه خود را روی مین ها می انداختند تا لشکریان و همرزمهایشان را نجات دهند و خود را با فدا کاری منفجر و تیکه تیکه می کردند تا یعقوبها زنده بمانند تا دین زنده بماند تا ناموس امن بماند.
 تا امروز من و تو به همراه هم بتوانیم به مقابله با شبیخون فرهنگی که مهمترین دغدغه مولا و رهبر فرزانه ما است برخیزیم و خون شهدا و حرمت آن را یادآور شویم .
امروز من وتو، توان امر به معروف را و نهی از منکر را با صلابتی یوسف گونه داشته باشیم همچنانکه او زلیخا را از گناه منع نمود.ما هم زلیخا های زمان را که کوچه و خیابانمان را آلوده به هوسهای زلیخایی نموده اند را هدایت نموده و یا امر به معروفی قاطعانه داشته باشیم وچنان انگیزه های دینی و وجدانی را در جامعه رواج دهیم و مایه ماندگاری صفات ملکوتی شهدا باشیم که نگذاریم بی غیرتی و بی حیایی بدل به بیماری واگیر و اپی دمی شود .
بنیامین !! مکرر بگو که برادرت در جبهه ها از تشنگی در حال جان دادن بود اما قمقمه آبش را به دیگران میبخشید و حتی به دشمنی که در اسیری او بود و برادرت قمقمه آبش را به او می داد فقط چون او اسیرش بود. واز مولایش علی جوانمردی را نسبت به اسیر اموخته بود.
بنیامین!! تو باید گلستانی در جامعه ایجاد کنی همچون گلستان جبهه ها که هر گوشه آن یک عطری داشت عطر عشق و محبت ؛عطر دعا و مناجات ؛عطر ایثار وفدا کاری عطر رشادت و شهامت واز خود گذشتن و فقط به حل مشکل دیگری اندیشیدن .و عطر عفو و بخشش خطا کار نادم و خطا کار نادان که در اثر ندانستن که دیگران دراین امر مقصر ترند ؛مبتلا به گناه شده ، و تو این روحیه یوسفی را به ما برگردان.
ای یعقوبهای زمان و بنیامینهای زمان!! شما باید با تمام وجود تلاش کنید تا عطر گل های قرآنی و دینی و انسانی جامعه را پر کند تا واکسنی پیشگیری کننده در بیماریهای جامعه باشد .
و تو ،من ،ما ؛باید عطر یوسفهای فراموش شده را دوباره به جامعه برگردانیم تا همه مست این عطر دل انگیز شویم.
ای شهید زنده جانباز عزیز! برخیز که این تو بودی که گفتی با پر شکسته پریدن هنر ماست پس برخیز و در بر پایی جامعه ای شهیدی و بسیجی وبهشتی تلاش کن تا فردا در محضر شهدا یمان سرافراز باشیم آمین اللهم الرزقنی شهادته فی سبیل ا... امین التماس دعا اهل کوچه همه رفتند ولی ماماند یم حقمان است اگر بی کس وتنها ماندیم در به روی همه وابود ونمی دانستیم شهر لبریز خدا بود ونمی دانستیم هیچ تقصیر کسی نیست اگررنجو ریم روشنی هست خدا هست ولی ما کوریم
هفته دفاع مقدس گرامی باد 

ر. محدث پور

 

منتشر شده در تاریخ ۱۳۸۹ جمعه ۲ مهر
+ نوشته شـــده در جمعه دوم مهر 1389ساعــت23:43 تــوسط رضوان |
روضه بسیجی بخونم

 ایام محرم کربلای ایران است می خواهم روضه بخو نم گوش بده

 

 یک  سرهنگ بعثی دستگیر شد به نام  عبد الرشید باطن

 این باطن کثیف در اعترافاتش گفت بیش از 1000 نفر اسیر ایرانی را در باز جویی هایم کشتم .

 یکی خیلی هم جوان بود بد جوری مقاومت می کرد اطلاعات نمی داد 

 منم  یکی یکی انگشتانش را شکستم و بریدم  بعد از هر دو دقیق با فندک

جای بریدگی را می سو زاندم  باز مقاومت می کرد اطلاعات نمی داد  با اره  پا هایش را بریدم اره کردم .

 ............................................................................................

 یاد دستان بردیه شده   عبد الله ابن حسن افتادم که تنها شهید  نو جوان و یا کودک بود که در اغوش عمویش حسین ع جان داد وقتی  حمله اخرین شمشیر را به سمت حسین ع زد عبد الله دستشو اورد و داد زد عموی منو نکش شمشیر به ساق دست کودک برخورد کرد و دست از پوست اویزان شد

 و امام حسین گفت عزیزم صبر کن که لذتهای بهشتی منتظرت هست و با وعده بهشت سعی کرد درد را برای او قابل تحمل کند و در اغوش عمویش حسین جان داد هدیه به شهدای شکنجه شده کربلای ایران و کربلا حسین ع صلوات ع

+ نوشته شـــده در جمعه دوم مهر 1389ساعــت14:5 تــوسط رضوان |