پست اول ثابت است ادامه مطلب ان را را همشهریانم بخوانند
 بسم الله الرحمن الرجیم  بهار فرهنگی کی خواهد امد ؟ عدد ۶۹ ابجد نام مقدس زینب س ست

این پست ثابت است  یا دیر به دیر به روز میشه لطفا برای مطالب تازه به پست قبل

بروآیت الله بهجت :
اگر جلوی خود را در ارتکاب به گناهان نگیریم

کارمان به انکار و تکذیب و استهزا آیات الهی و یا به جایی می رسد

که از رحمت خدا نا امید می شویم.

 

  

 

 

 

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعــت12:54 تــوسط رضوان محدث پور |
اقای ایلخانی عزیز
 سلام به پسر خوبم و دانش آموز مومن و فهیم  و درس خوان اقا عماد ایلخانی ممنونم که از ما یاد کردی از حسن نیت و با وفا بودن ومعرفتتان ممنونم متشکر سلام برسون به خانواده محترم  که تو افتخار انهایی احسنت به والدین فهیمتان

+ نوشته شـــده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعــت18:57 تــوسط رضوان محدث پور |
پرتو بهترین نشریه

+ نوشته شـــده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعــت22:51 تــوسط رضوان محدث پور |
حريف عاشورا؛ زمينه ساز برقراري رابطه با امريكا! قاسم روان‌بخش
تحريف عاشورا؛ زمينه ساز برقراري رابطه با امريكا! قاسم روان‌بخش

 

«فرانسيس فوكوياما» در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه» مي‌گويد: شيعه، پرنده‌اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ. فوكوياما بال سبز اين پرنده را مهدويّت و عدالت خواهي و بال سرخ را شهادت‌طلبي كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فنا ناپذير كرده است، معرفي مي‌كند. وي معتقد است شيعه بُعد سومي هم دارد كه اهميّتش بسيار است. او مي‌گويد: اين پرنده، زرهي به نام ولايت‌پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان مي‌شود. شيعه، عنصري است كه هر چه او را از بين مي‌برند، بيش‌تر مي‌شود... فوكوياما، مهندسي معكوسي را براي شيعه و مهندسي صحيحي را براي خودشان طراحي مي‌كند و مي‌نويسد: مهندسي معكوس براي شيعيان اين است كه ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد. تا اين را خط نزنيد، نمي‌توانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدويّت تجاوز كنيد... براي پيروزي بر يك ملّت بايد ميل مردم را تغيير داد... ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد، در گام بعد، شهادت طلبي اين‌ها را به رفاه‌طلبي تبديل كنيد. اگر اين دو تا را خط زديد، خود به خود انديشه‌هاي امام زماني از جامعه شيعه رخت بر مي‌بندد... شما بياييد براي غرب هم امام زمان و كربلا و ولي فقيه بتراشيد. برخي تصور مي‌كنند كه انديشمندان و نظريه پردازان سكولار، به راحتي از كنار اين سخنان فوكوياما گذشته اند و اين نظريه به فراموشي سپرده شده است. هرگز! بي‌ترديد از همان روزي كه اين نظريه بر روي گيشه اين نظريه پردازان قرار گرفته، هزاران ساعت در‌باره آن به تبادل نظر پرداخته و در سال‌هاي گذشته همواره در آزمايشگاه عيني جوامع ايران و عراق و لبنان و... آن را آزموده‌اند. نتيجه آزمايش‌ها صحت نظريه فوكوياما را تاييد مي‌كند. از اين رو در دوران حاكميت اصلاح‌طلبان كه سياست و فرهنگ جولانگاه سكولارها بود، عاشورازدايي را در دستور كار خود قرار دادند و با مقالات و تحليل هايشان، امام حسين(ع) را خشونت طلب و حرّبن يزيد رياحي را صلح طلب ناميدند! و اكبر گنجي با كمال بي‌شرمي نوشت كه كشته شدن امام حسين(ع) نتيجه خشونت‌هاي جدّش در جنگ بدر بود!(مقاله خون به خون شستن محال آمد محال) و در فتنه 88 نيز كه خطر عاشوراييان آن‌ها را تهديد مي‌كرد، خواستند از عاشورا و پرچم امام حسين(ع) انتقام بگيرند كه با پاسخ عاشورايي مردم ايران مواجه شدند. خروش 9 دي، انقلاب اسلامي را براي مدت‌ها بيمه كرد و جريان فتنه را در پيشگاه ملت براي هميشه منفور ساخت. اكنون در دولت تدبير و اميد كه قرار بود مشي اعتدال را بر گزيند، دوباره جريان فتنه و به اصطلاح اصلاحات بعضاً در عرصه فرهنگ و سياست ميدان دار شده اند ولي درس‌هاي برگرفته از تاريخ گذشته به آن‌ها مي‌گويد باز هم مشكل، همان انتظار و عاشوراست. مجتبي واحدي، سردبير فراري روزنامه آفتاب يزد، در مصاحبه با گويانيوز مي‌گويد : " بهترين راه مبارزه با جمهوري اسلامي، گرفتن سلاح عاشورا از نظام است و بخواهيم يا نخواهيم جمعيت كثيري از ايرانيان ارادت خاصي به امام حسين(ع) داشته و عاشورا براي آنان تقدس دارد." ولي اين بار بايد مراقب بود و نبايد به صورت مستقيم در مصاف عاشورا رفت كه مورد لعن و نفرين ملت عاشورايي قرار گرفت. در استراتژي عاشورازدايي؛ بهترين تاكتيك، حفظ قالب عاشورا و تغيير محتواي آن است؛ بايد در مراسم عاشورا شركت كرد و عاشوراييان را نيز ستود ولي به تدريج و به صورت كاملا نامرئي، عاشورا را از درون تهي ساخت و هويت عاشورا را تغيير داد. به عبارت ديگر؛ بهترين روش، تحريف عاشوراست، به اين گونه كه هدف عاشورا و قيام امام حسين(ع) را به گونه ديگري نشان داد. در شرايط كنوني براي تاييد استراتژي دولت يازدهم مبني برمذاكره با امريكا كه مقام معظم رهبري اعلام عدم خوش‌بيني به آن كرده اند، احتمالا جريان طرفدار مذاكره كه مذاكرات را بي‌حاصل يافته،‌ به اين نتيجه رسيده است كه بايد سطح مذاكرات را به سطح سران افزايش داد تا به خيال خود بتوانند مذاكرات را از بن بست خارج كنند و نتيجه مذاكرات به بازگشايي سفارت امريكا در تهران و عادي سازي روابط با امريكا بينجامد. از آن‌جايي كه پيام عاشورا ايستادگي و مقاومت تا پاي جان و تسليم ناپذيري در برابر فشار دشمن است و ملت عاشورايي ممكن است در برابر اين‌گونه تحركات انفعالي بايستند، جريان طرفدار مذاكره مستقيم با امريكا سعي كرده همان استراتژي تغيير هويت عاشورا و تحريف آن حقيقت عظيم را در دستور كار قرار دهد و اين‌گونه وانمود كنند كه امام حسين(ع) هم به دنبال مذاكره و تعامل بوده است، و چه بسا كساني نيز ناخواسته و ناآگاهانه در اين پازل نقش آفريني كنند. 1. آقاي رئيس جمهور در زنجان در آستانه محرّم مي‌گويد: " درس و پيام امام حسين(ع) درس برادري، وحدت، گذشت و قبول توبه از يكديگر است و درس كربلا هم درس تعامل سازنده و مذاكره در چارچوب منطق و موازين مي‌باشد." 2. به دنبال اين اظهارات، مقاله‌اي از مغز متفكر اصلاحات- سعيد حجاريان- در روزنامه اصلاح‌طلب آرمان تحت عنوان «فرهنگ عاشورا، فرهنگ اربعين» منتشر مي‌شود كه در آن آمده است: " در فرهنگ اربعين، حفظ نظام اصل است و ديدگاه‌هاي معتقد به بقا و توسعه نظام رشد مي‌كند و گسترش مي‌يابد. بعد از شهادت خود امام حسين(ع) در تشيع هم همين اتفاق افتاد. يعني بعد از اربعين، ائمه به تربيت شاگرد و تداركات سياسي پرداختند و جهت‌گيري حركت‌ها بر مبناي محاسبات عقلاني صورت گرفت"(جهان نيوز، 11 آبان 1393). به عبارتي امروز آن‌چه ملاك عمل است، حركت عقلاني بعد از عاشوراست نه حركت عاشورايي. بنابر‌اين اگر هم به فرض، درس عاشورا مذاكره نبوده است، درس اربعين حركت بر اساس عقلانيت است كه امروز بايد الگوي عاشوراييان قرار گيرد و در حركت عقلاني، مذاكره و تعامل در دستور كار قرار مي‌گيرد. 3. عضو مجمع روحانيون مبارز در يزد مي‌گويد: اصلا امام حسين(ع) به دنبال حكومت نبود و امام(ره) هم به دنبال حكومت نبود؛ ايشان پس از انقلاب به قم رفت ولي عده‌اي با تصويب ولايت فقيه او را به تهران برگرداندند و گرفتار كردند. 4. شگفت‌انگيز‌تر اين‌كه هفته نامه حريم امام(ره) كه متعلق به آستان مقدس امام خميني(ره) است، شماره 141 خود را با عنوان «فرهنگ عاشورا در زمانه صلح» به همين موضوع اختصاص داده با تصوير معنا داري روي جلد كه از ميان دست عاشورايي كه نماد مقاومت و ايستادگي است، كبوتران صلح را به پرواز درآورده و بخش دوم واژه عاشورا "شورا" را با خط سفيد نوشته است. در اين شماره مطالب به گونه‌اي تنظيم شده است كه برداشت خواننده همان باشد كه تنظيم كنندگان به دنبال آن هستند. اولين بخش اين نشريه پس از يادداشت سردبير به تحليل احسان شريعتي اختصاص يافته كه با استفاده از انديشه‌هاي پدرش دكتر شريعتي صورت گرفته است. وي ابتدا با نقل خاطره‌اي از ديدار خود با امام(ره) اين‌گونه گزارش مي‌دهد كه امام(ره) درباره مخالفت‌هايي كه با دكتر شريعتي در حوزه مي‌شد، كمي شرح دادند و گفتند كه ايشان چگونه سعي مي‌كردند خنثي كنند يا اين تنش‌ها را آرام كنند. وي سپس از قول داماد امام(ره) يعني مرحوم اشراقي نقل مي‌كند كه كتاب‌هاي شريعتي را براي امام مي‌خواندند و ايشان كاملا اشراف داشتند و بيت ايشان و ايشان به آثار دكتر علاقه‌مند بودند. نكته‌اي كه در هيچ كجا ثبت نشده و از قضا آن‌چه به دست آمده برخلاف چنين اظهاراتي است و نظرامام(ره) درباره دكتر شريعتي از نامه ايشان به دانشجويان معلوم مي‌شود. امام(ره) در پاسخ به دانشجوياني كه شهادت دكتر شريعتي را به ايشان تسليت گفته بودند، حتي حاضر به استفاده از كلمه مرحوم نشده و به جاي آن از واژه "فقد" استفاده كرده است.(صحيفه نور، ج‏3، ص 208) وي درباره امامت و حكومت در اسلام به نوعي تحليل سكولاريستي مي‌پردازد و مي‌گويد: از دكتر شريعتي پرسيدم آيا امامت در تشيّع همان حكومت است؟ ايشان مي‌گفت نه. اصلا امامت به دنبال رهبري فكري جامعه است و نه حكومت گرفتن. به همين دليل امام جعفر صادق هنگامي كه رژيم عوض مي‌شود، نمي‌رود با حكومت جديد يعني بني‌العباس همكاري كند، با اين كه آن‌ها از علويون دعوت مي‌كنند كه بيايند رهبري را به دست بگيرند ولي ايشان نمي‌روند؛ چون اصولا هدفشان به دست گرفتن قدرت به هرقيمت بلكه هدفشان از دخالت در امر سياسي همان رهبري فكري جامعه است."(حريم امام، ص 6، ستون چهارم) احسان شريعتي سپس در پاسخ به اين سوال كه از منظر دكتر شريعتي استفاده از فرهنگ عاشورايي در زمان صلح چگونه است؟ مي‌گويد: " در زمان صلح با توجه به محتواي آگاهي بخش و افشاگري كه دارد، بيش‌تر با روش‌هاي پيامبرانه و مسالمت آميز و معنوي مي‌خواهيد آن ارزش‌ها را ابلاغ و آن انحرافات را افشا كنيد. در زمان صلح، ارزش‌هاي مسالمت آميز يا حتي المقدور قانوني و اصلاحي و رفرميستي استفاده مي‌كنيد ولي آن فرهنگ و ارزش‌ها و مبارزات همچنان وجود دارد، ولي روش فرق مي‌كند. در زمان صلح روش ماندلا يا گاندي را به كار مي‌بريد.". (همان ص 7، ستون 3 ) وي حكمت علاقه زياد ايرانيان به ماجراي عاشورا را از زبان برخي ايران شناسان اين گونه توجيه مي‌كند " حتي بعضي ايران شناسان گفته اند كه شايد اين مساله با سنت سياوش و مساله جوانمردي كه در ايران بوده پيوند دارد و اين‌ها به امام حسين اين نقش ويژه را داده.‌"(همان، ص‌6، ستون اول) نكته زشت‌تر اين كه تحليل وي درباره شهيد بزرگوار جناب حرّ اين گونه انجام مي‌شود كه " اين شهيد مثل انسان‌هاي عادي بوده و ما هم مي‌توانيم خيلي ساده چنين انتخاب‌هاي درستي كنيم. اما آن حالت بت و تقدس و تصلبي كه شهدا پيدا مي‌كنند، موجب مي‌شود كه فقط به مظاهر بيروني تبديل شوند؛ يعني نمادهاي اماكن و قبرستان‌ها مي‌شوند، از آن‌ها تجليل مي‌شود، برايشان گريه مي‌كنيم و حالت تخدير پيدا مي‌كنيم كه ببينيم هر ساله اين ارزش‌ها گفته و تكرار مي‌شود، در حالي كه اصلا به محتوايش آگاهي وجود ندارد"(همان، ص 7، ستون 4) به‌راستي آيا اين گونه اظهارات كه در اين نشريه درج شده و براي خواص جامعه به ويژه علما و بزرگان به صورت رايگان توزيع مي‌شود، چيزي جز تحريف عاشوراست؟ در پاسخ به اين‌گونه اظهارات- هر چند پاسخ‌هاي منطقي و مستدلي داده شده است- بيان چند نكته خالي از فايده نيست: 1. در هيچ كجاي جريان كربلا پيام مذاكره و تعامل ديده نمي‌شود بلكه همه جا و در همه حالات پيام مقاومت و ايستادگي بر روي اصول و عدم عقب‌نشيني از مواضع است. امام حسين(ع) هيچ گاه به دنبال مذاكره با يزيد و ابن زياد نبود(الا و ان الدعي وابن الدعي قد ركزني بين الذلة و السله؛ هيهات منا الذلة) و اگر چيزي درباره ملاقات با عمر سعد يا سخنراني ايشان در ميدان نبرد خطاب به لشكر عمر سعد ثبت شده است نيز در راستاي وظيفه هدايتگري‌شان بوده كه درصدد توجه دادن آن‌ها به وظايفشان و هشدار درباره خطر بزرگي بوده كه در كمين آن‌ها قرار داشته است. به عنوان نمونه، امام(ع) پس از نصيحت كردن به عمر سعد به وي فرمود هرگز به گندم ري نخواهي رسيد و مي‌بينم كه سرت را بالاي ني مي‌كنند و بچه‌هاي كوفه سنگش مي‌زنند. در اين ديدار هيچ گاه سخن از داد و ستد و مذاكره برد _ برد نيست و اصولا حضرت در هيچ كجا به دنبال مذاكره و تعامل با خاندان بني اميه نبوده است؛ نه مذاكره برد - برد و نه برد _باخت. 2. اظهارات احسان شريعتي به نقل از پدرش نيز نشان از نشناختن حقايق دين است. امامت فقط به معناي هدايت مردم در امور ديني نيست بلكه حكومت را هم شامل مي‌شود. اگر امامت به معناي رهبري فكري جامعه بود كه حضرت ابراهيم(ع) هدايت فكري جامعه را بر عهده داشت؛ چرا خداوند او را پس از امتحانات متعدد به مقام امامت رساند؟ آيا پيامبر اكرم(ص) فقط رهبري فكري جامعه را بر عهده داشت يا در مدينه حكومت تشكيل داد و آيا ماجراي نصب امير المومنين(ع) در غدير توسط پيامبر تنها براي هدايت فكري جامعه بود؟! اگر چنين بود كه مخالفت‌هاي صورت گرفته نسبت به آن بي‌معنا مي‌شود. خلفاي ثلاثه با رهبري فكري امام علي(ع) مخالفتي نداشتند بلكه گهگاهي از مشاوره‌هاي ايشان نيز بهره مي‌گرفتند؛ مشكل اصلي در رهبري سياسي بود. 3. اين ادعا كه حضرت امام(ره) نيز به دنبال حكومت نبوده اند، انكار بديهيات است. يك مراجعه كوتاه به سخنان حضرت امام(ره) در صحيفه نور مي‌تواند اين گونه ادعاها را ابطال كند و گوياترين جمله امام(ره) در اولين سخنراني خودشان در بهشت زهرا را همه مردم بارها شنيده اند كه " من دولت تعيين مي‌كنم، من تو دهن اين دولت مي‌زنم. من به پشتيبانى اين ملت دولت تعيين مى‏كنم!(صحيفه نور ج 6 ص 16). امام(ره) مي‌فرمايند: " رسول خدايى كه سال هاى طولانى در سلوك بوده است، وقتى كه فرصت پيدا كرد، يك حكومت سياسى ايجاد كرد براى اين كه عدالت ايجاد بشود. "(همان، ج‏20، ص 117). امام(ره) با اظهار تاسف از اتفاق‌هاي صدر اسلام با لحني غصه ناك، دردمندانه مي‌گويد:" اگر گذاشته بودند كه آن تشكيلات پيش بيايد، حكومتْ حكومت اسلامى باشد، حاكمْ حاكم منتخَبِ منصوبْ مِنْ قِبَلِ اللَّه تعالى باشد، آن وقت مردم مى‏فهميدند كه اسلام چيست و معنى حكومت اسلامى چيست. مع الأسف بعد از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- منحرف كردند مردم را از آن چيزى كه پيغمبر امر فرموده بود. و اكتفا به انحراف در زمان خود هم نبود بلكه زمينه فراهم كردند از براى اين‌كه تا آخر نشود يك حكومت اسلامى تشكيل بشود.(صحيفه نور، ج‏2، ص 359) 4. آن چه در باره گريه بر سيد الشهدا و تخدير بودن آن براي انسان‌ها ذكر كرده است، از سوي پدرش نيز مطرح مي‌شد كه آن روزها حضرت امام(ره) به صورت غير مستقيم پاسخ داده اند؛ از جمله فرموده اند:" اين گريه‏ها زنده نگه داشته مكتب سيد الشهدا را؛ اين ذكر مصيبت‌ها زنده نگه داشته مكتب سيد الشهدا را. ما بايد براى يك شهيدى كه از دستمان مى‏رود عَلَم بپا كنيم، نوحه خوانى كنيم، گريه كنيم؛ فرياد كنيم. ديگران مى‏كنند، ديگران فرياد مى‏زنند وقتى يكى از آن‌ها كشته بشود. فرض كنيد كه از يك حزبى يكى كشته بشود، ميتينگ‌ها مى‏دهند؛ فريادها مى‏كنند. اين يك ميتينگ و فريادى است براى احياى مكتب سيد الشهدا. و اين‌ها ملتفت نيستند. توجه ندارند به مسائل. همين گريه‏ها نگه داشته اين مكتب را تا اين‌جا و همين نوحه سرايى‏ها، همين‌هاست كه ما را زنده نگه داشته، همين‌هاست كه اين نهضت را پيش برده، اگر سيد الشهدا نبود، اين نهضت هم پيش نمى‏برد، سيد الشهدا همه جا هست: كُلُّ أرضٍ كربلا. همه جا محضر سيد الشهدا است، همه منبرها محضر سيد الشهدا است، همه محراب‌ها از سيد الشهدااست. اگر سيد الشهدا نبود، يزيد و پدرش و اعقابشان اسلام را مَنْسى‏ كرده بودند. اگر نسيان نشده بود."(صحيفه نور، ج‏8، ص 528) " بايد اين نكته هم به مردم گفته بشود، تذكر داده بشود، كه آقا قضيه روضه خوانى قضيه اين نيست كه من يك چيزى بگويم و يكى هم گريه كند، قضيه اين است كه با گريه حفظ شده است اين، با گريه اين حفظ شده، حتى «تَباكى»"(همان، ص 529) به هرحال از آن جايي كه نهضت عاشورا به الگويي براي همه آزادگان جهان تبديل شده و استكبار جهاني را امروز نيز در يمن و لبنان و غزه با چالش‌هاي اساسي مواجه كرده و در داخل ايران هم با همين الگو و با شعار حسيني به پيش مي‌تازند، دشمن درصدد آن است اين فرهنگ را از ما گرفته يا به نحوي در آن تصرف كند كه با حفظ قالب، ماهيت و محتواي آن را تغيير دهد. گزارشي كه در عاشوراي حسيني در سال 57 توسط روزنامه ساينس مانيتور از اين واقعه انجام شد، خواندني است: موج عظيم مردم، در خيابان‌هاي پايتخت به حركت درآمده بود و غريو فريادشان، از هر گلوله و بمبي رساتر بود. همه يك شعار مي‌دادند: «شاه بايد برود». ولي متاسفانه اقداماتي كه در زمان حاضر در اين رابطه در حال انجام است، دشمنان را دلشاد و اميدوار كرده؛ به طوري كه سايت اسپانيايي اينفورنيوز مي‌نويسد " اقدامات... روز به روز بيش‌تر از استراتژي خميني براي صدور انقلاب به جهان فاصله مي‌گيرد. او در يك توافق پنهاني با واشنگتن و بروكسل پذيرفته كه به روياي صدور انقلاب پايان دهد."

+ نوشته شـــده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعــت22:49 تــوسط رضوان محدث پور |
با تشکر از زحمات مروه گرامی

 

بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی!  با تشکر از مروه گرامی وب همینه یاس

اخرین لینک

 آیت ا... قاضی طباطبایی (ره) می فرمودند : “ ... و اما سه مورد درباره حلم (که لازم است بدانی این است که اگر) کسی به تو بگوید : اگر یک کلمه بگویی، ده تا می شنوی ! بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی ! و [اگر] کسی به تو ناسزا بگوید، به او بگو: اگر در آنچه می گویی، راست گو هستی، از خدا می خواهم که مرا ببخشد و اگر در آنچه می گویی، دروغ می گویی، پس از خدا می خواهم از تو درگذرد و اگر کسی به تو وعده فحش دادن داد، به او وعده خیرخواهی و مراعات [حال او را] بده.”

 [ صادق حسن زاده، اسوه عارفان، قم، انتشارات آل علی، چاپ پنجم، 1379، صص 129- ،128]

 

********************************

 

انسان باید در گدایی از خدا سماجت کند

هیچ دعایی را کوچک نشمارید، شاید استجابت در همان دعا باشد. هر کس بعد از نماز، یک دعا پیش خدا محل دارد که حاجت بگیرد، آن وقت بلند می شود و می رود. تا نماز را خواندی بلند نشو و نرو ، تعقیبات بخوان، دعا بخوان. همانطور که بادبادک بدون دنباله بالا نمی رود، نماز هم بدون تعقیبات بالا نمی رود. بعد از نماز حتما تعقیبات بخوان. بنشین در خانه خدا و گدایی کن و حاجت بخواه. شاید همین امشب دعایت گرفت.انسان باید در گدایی از خدا سماجت کند. خود خدا می فرماید:شما بخوانید مرا، من مستجاب می کنم دعایتان را.

« آیت الله مجتهدی تهرانی رحمة الله علیه »

+ نوشته شـــده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعــت22:43 تــوسط رضوان محدث پور |
با تشکر از زحمات مروه گرامی

 

بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی!  با تشکر از مروه گرامی وب همینه یاس

اخرین لینک

 آیت ا... قاضی طباطبایی (ره) می فرمودند : “ ... و اما سه مورد درباره حلم (که لازم است بدانی این است که اگر) کسی به تو بگوید : اگر یک کلمه بگویی، ده تا می شنوی ! بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی ! و [اگر] کسی به تو ناسزا بگوید، به او بگو: اگر در آنچه می گویی، راست گو هستی، از خدا می خواهم که مرا ببخشد و اگر در آنچه می گویی، دروغ می گویی، پس از خدا می خواهم از تو درگذرد و اگر کسی به تو وعده فحش دادن داد، به او وعده خیرخواهی و مراعات [حال او را] بده.”

 [ صادق حسن زاده، اسوه عارفان، قم، انتشارات آل علی، چاپ پنجم، 1379، صص 129- ،128]

 

********************************

 

انسان باید در گدایی از خدا سماجت کند

هیچ دعایی را کوچک نشمارید، شاید استجابت در همان دعا باشد. هر کس بعد از نماز، یک دعا پیش خدا محل دارد که حاجت بگیرد، آن وقت بلند می شود و می رود. تا نماز را خواندی بلند نشو و نرو ، تعقیبات بخوان، دعا بخوان. همانطور که بادبادک بدون دنباله بالا نمی رود، نماز هم بدون تعقیبات بالا نمی رود. بعد از نماز حتما تعقیبات بخوان. بنشین در خانه خدا و گدایی کن و حاجت بخواه. شاید همین امشب دعایت گرفت.انسان باید در گدایی از خدا سماجت کند. خود خدا می فرماید:شما بخوانید مرا، من مستجاب می کنم دعایتان را.

« آیت الله مجتهدی تهرانی رحمة الله علیه »

+ نوشته شـــده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعــت22:42 تــوسط رضوان محدث پور |
با تشکر از زحمات مروه گرامی

 

بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی!  با تشکر از مروه گرامی وب همینه یاس

اخرین لینک

 آیت ا... قاضی طباطبایی (ره) می فرمودند : “ ... و اما سه مورد درباره حلم (که لازم است بدانی این است که اگر) کسی به تو بگوید : اگر یک کلمه بگویی، ده تا می شنوی ! بگو: اگر ده کلمه بگویی، یکی هم نمی شنوی ! و [اگر] کسی به تو ناسزا بگوید، به او بگو: اگر در آنچه می گویی، راست گو هستی، از خدا می خواهم که مرا ببخشد و اگر در آنچه می گویی، دروغ می گویی، پس از خدا می خواهم از تو درگذرد و اگر کسی به تو وعده فحش دادن داد، به او وعده خیرخواهی و مراعات [حال او را] بده.”

 [ صادق حسن زاده، اسوه عارفان، قم، انتشارات آل علی، چاپ پنجم، 1379، صص 129- ،128]

 

********************************

 

انسان باید در گدایی از خدا سماجت کند

هیچ دعایی را کوچک نشمارید، شاید استجابت در همان دعا باشد. هر کس بعد از نماز، یک دعا پیش خدا محل دارد که حاجت بگیرد، آن وقت بلند می شود و می رود. تا نماز را خواندی بلند نشو و نرو ، تعقیبات بخوان، دعا بخوان. همانطور که بادبادک بدون دنباله بالا نمی رود، نماز هم بدون تعقیبات بالا نمی رود. بعد از نماز حتما تعقیبات بخوان. بنشین در خانه خدا و گدایی کن و حاجت بخواه. شاید همین امشب دعایت گرفت.انسان باید در گدایی از خدا سماجت کند. خود خدا می فرماید:شما بخوانید مرا، من مستجاب می کنم دعایتان را.

« آیت الله مجتهدی تهرانی رحمة الله علیه »

+ نوشته شـــده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعــت22:41 تــوسط رضوان محدث پور |